من می دانم و نیازی به توضیح ندارم
می دانیم که باورهای هر مردمی عواملی تاثیرگذار در ارتباطات فرهنگی اند. زیرا که بر اندیشه خودآگاه و ناخودآگاهمان و نیز در رفتارهای ارتباطیمان تاثیر می گذارند و هم چنان که ما رشد می کنیم باورهایمان نیز در فرهنگمان رشد می کنند.
در دوران کودکی آن چه را که می بینیم ، می آموزیم و گمان می کنیم که بدون چون و چرا این رخدادها باید این گونه باشند و حتی بزرگترها به هر دلیلی پاسخمان را درباره رخدادهایی که درک نمی کنیم ، نمی دهند و ما نیز می آموزیم که به جای پرسش همان رخداد را بپذیریم و هم چنان که رشد می کنیم این رخدادها را به عنوان رخدادی و باوری درست می پذیریم و بدان عمل می کنیم.
پس همان طور که ما رشد می کنیم فرهنگ ما را برای باور کردن آن چه که ارزشمند و درست است ، مشروط می کند و زمانی که این باور اصلی فرهنگ را زیر سئوال ببریم ،معمولا با واکنش منفی رو به رو می شویم و در پاسخ می شنویم که " من می دانم که این طوری درست است و نیازی هم به توضیح و اثبات حرفم ندارم ".
برای نمونه روزی در خانه یکی از دوستان ژاپنی ام مهمان بودم . بر حسب اتفاق دندان بالایی ( نیش ) پسرشان که شل شده بود، می افتد. مادر خانواده دندان را بر می دارد و در باغچه کوچک دم در چال می کند. وقتی سبب را پرسیدم ، گفت:" ما بر این باوریم که اگر دندانهای بالایی را در زمین چال کنیم و دندانهای پایینی را به بالای بام یا بلندی بیاندازیم، دندان پیشین با کشش شگفتی دندانهای پسین(بعدی) را به سوی خود می کشند و سبب رشد زودترشان می شود. از همین رو دندان بالای پسرمان را در زمین چال کردم."
وقتی از وی توضیح (اثبات) خواستم، گفت: " ما می دانیم و نیاز به توضیح و اثبات نداریم و این گونه عمل می کنیم. همین!"
----------------------
آیا شما هم درباره مطلب بالا تجربه یا نظری دارید؟
از خاطرات شما نیز برای تکمیل شدن این مجموعه با ذکر منبع استفاده می کنیم
ها.شی.مو.تو

