تبليغاتX
Mamali & Hashimoto

چندی پیش در اینترنت در پی مقاله ای برای کار دانشگاهی‌ام بودم که به این مقاله برخوردم. خوب با علاقه ای که به ژاپن دارم، کار دانشگاهی‌ام را ول کردم و به ترجمه این مقاله پرداختم:

 

من فرزند یک خانواده ژاپنی هستم . خانواده های ژاپنی بسیار سنتی هستند . البته تا قبل از جنگ جهانی دوم خانواده های افراطی سنتی بیشتر بودند . اما حالا مدرنیته به جامعه ما نیز راه پیدا کرده و زندگی را تا حد زیا دی تحت تاثیر قرار داده است  . در حال حاضر بیش از دو سوم افراد ژاپن در قسمت شهری زندگی می کنند و خانوده ها نیز برخلاف قدیم کم جمعیت تر شده اند .

در ژاپن خانواده مهم ترین بخش هویت افراد تلقی می شود یعنی به شخص به تنهایی آنقدر ارزش نمی دهند که به او در خانواده ارزش می دهند . وقتی یک دختر و پسر با یکدیگر ازدواج می کنند بچه دار شدن برایشان اهمیت بسیار دارد و تا قبل از ورود فرزند به خانواده گویی خانواده تکمیل نشده است .

در گذشته دخترها و پسرها تا 25 سالگی حتماٌ ازدواج می کردند اما اکنون به دلیل بالارفتن تحصیلات و تمایل افراد به کار در خارج از منزل سن ازدواج بالا رفته است . در بیشتر موارد هم در دانشگاه یا محل کار با یکدیگر آشنا شده و ازدواج می کنند .

تا قبل از بچه دار شدن زن و شوهر می توانند یکدیگر را به نام کوچک صدابزنند اما پس از بپه دار شدن یکدیگر را پدر یا مادر صدا می کنند . شاید برایتان جالب باشد اما اکنون مادران ژاپنی پس از وضع حمل حتی تا یک هفته در بیمارستان می مانند . سپس هم به خانه والدین خود می روند تا مادر بزرگ از آنها و نوزادشان نگهداری می کنند.

یکی از موارد قابل توجه در میان زنان ژاپنی این است که به دلیل اهمیت هماهنگی در جامعه زنان ژاپنی اصولا" احساسات و عواطف داخلی و قلبی خود را عنوان نمی کنند به ویژه اگر این احساسات ناشی از نارضایتی باشد . زیرا خانواده به قدری برایشان با اهمیت است که نمی خواهد هیچ گونه خللی به آن وارد شود . البته در مواردی این عدم بیان به خود آنها صدمه می زند . اما مادر ژاپنی بسیار صبور و با تحمل است . نکته عجیت این است که در میان زنان ژاپنی در بسیاری موارد پاسخ مثبت صرفا" به معنای رضایت نیست بلکه به معنای هماهنگی با خانواده است .

من خودم بارها متوجه شده ام که مادرم از چیزی راضی نیست اما به خاطر ما و پدرم رضایت می دهد . در خانواد نقش مرد از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است و احترام خاصی دارد . البته با توجه به امکان ادامه تحصیلات عالی برای دختران و پسران این تفاوت میان جنس ها تاحدی کاهش یافته ، اما هنوز رگه هایی از آن در خانواده ها جاری است .

مرد رکن اصلی خانواده است و مادر نقش تربیتی در داخل منزل را دارد . البته در حال حاضر بسیاری از مادران در کارهای اجتماعی نیز شرکت دارند . اما آنچه از مادر توقع می رود اجرای قوانین خانواده و انتقال آن به فرزندان است .

پدر در خانواده به فرزندان مهر می ورزد اما چندان ابراز نمی کند . برعکس مادر به نوعی با فرزندان حالت وابستگی شدید و چسبندگی دارد . غذای اصلی خانواده از برنج تهیه می شود زیرا اکثر قشر کشاورز در ژاپن به برنج کاری مشغول هستند.

در جامعه ژاپن به ویژه برای فرزندان اطاعت از قوانین و آداب و رسوم اهمیت زیادی دارد.

آنچه بسیار عجیب و جالب است این است که حمام کردن ژاپنی ها هم متفاوت با دیگران است .

آنها خود را قبل از این که به داخل وان حمام بروند می شویند و به منظور استراحت مورد استفاده قرار می گیرد .

در واقع افراد با بدن شسته و تمیز وارد وان حمام می شوند به همین دلیل گاهی ممکن است چند نفر از اعضای خانواده از آب و کف داخل وان برای استراحت پس از شستشو استفاده کننده بدون اینکه آب آن عوض شود.

مساله دیگر در مورد مدارس  و نظام آموزشی ژاپن است . در مدارس با وجود تاثیر پذیری از مدرنیته هنوز قوانین و آداب و رسوم حرف اول را می زند . دانش آموزان نخستین چیزی که یاد می گیرند اطاعت است ، اطاعت از بزرگتر و پیشکسوت .

در مدارس ما معلم واقعا نقش استاد زندگی را دارد و ما برای او احترام زیادی قائل هستیم .

اکثر اوقات مادر ما در درسها کمک می کند ، اما انجام تکالیف برای خانواده اهمیت زیادی دارد.
مدتی است که در همسایگی ما خانواده ای اروپایی ساکن شده اند که یک پسر همسن و سال من دارند .

پدر او برای انجام کار و ماموریت به ژاپن آمده و همسر و فرزندش هم با او به اینجا آمده اند .

رفتار و رسوم ما برایشان عجیب است . پسر همسایه به من می گوید که در کشور آنها مساله اصلی فرد و تمایلات شخصی است در آنجا هر فرد هر طوری زندگی می کند که خودش دوست تدارد و نظر دیگران برایش چندان اهمیتی ندارد . او معتقد است این گونه راحت تر است . اما من فکر می کنم همیشه خانواده به فرد هویت می دهد و شخص تنها هرچقدر هم که خوشحال و راضی باشد باید در جمع خود را نشان دهد و با همکاری با دیگران ارزش می یابد . به همین دلیل است که من فرهنگ آسیایی خودمان را بسیار می پسندم و حداقل می دانم که جایگاه خودم وقتی بزرگ شوم  در کجاست ...  "

 

هاشی.مو.تو

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 85/03/31 و ساعت 17:56 |
Balatarin
 

این هم از خداحافظی ایران با جام جهانی!

کاش کمی از غیرت و دوندگی بازیکنان ژاپنی را بچه های تیم ایران داشتند!

چه بازی زیبایی کرد ژاپن در برابر کرواسی. یه پنالتی هم که کاواگوچی دروازه بان کاردرست ژاپن به زیبایی مهار کرد.

اما چرا ژاپن!؟ یادمه زمان نوجوانی هر وقت اسم ژاپن یا چین می اومد می گفتیم که بابا اینها لوله اند! حالا بیا ببین ژاپن چی شده! کره جنوبی هم که سر جای خودش!

حتی اگر ژاپن توی این بازی می باخت باز باختش شرف داشت به باختهای مسخره و یه قل دوقل بازی تیم ملی ایران!

سرمقاله روزنامه شرق با عنوان "خیانت ما" که خواندنش خالی از لطف نیست...

http://www.sharghnewspaper.ir/850328/html/index.htm

پانوشت ۱ : خداییش دلم به حال ملت و به خصوص جوون های ایرانی می سوزه! (یکی اش هم خودم) .  از اندک دل خوشی هایی که دارند فوتبال و همین تیم ملی است که اون هم همیشه گند میزنه به اعصاب و روح و روان آدم.

پانوشت ۲ : فکر می کنم همه پیشرفت می کنند و ماهم طبق روال مابقی کارهامون پسرفت! یاد تیم ملی سالها پیش افتادم. ناصر محمد خانی، خدابیامرز قایقران، عبدالعلی چنگیز، برادران بیانی، زرینچه، مجید نامجو ، پنجعلی، مهدی فنونی زاده!  اسمش بود که اون موقع بازیکن توی لیگ اروپا نداشتیم!!! ولی خداییش اون موقع انگار بچه های تیم بیشتر مایه می ذاشتن تا الان...

پانوشت ۳ : طی چند روز آینده برانكو ايوانكوويچ می ره و احتمالا یک "ایچ" دیگه سرو کله اش پیدا می شه!! نمی دونم والا حکایتش چیه! اگر کسی می دونه به ما هم بگه!!

مملی

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 85/03/28 و ساعت 19:3 |
Balatarin
 

در نظر سنجی سایت بی بی سی فارسی که در مورد بازی ایران و مکزیک بود شرکت کرده و متن زیر را برایشان ارسال کردم:

تیم ما مثل همیشه مغلوب سرعت و بازی روان حریف شد. کندی سرعت  و تعلل در کارگروهی رو بخوبی می شد در بازی تیم ایران در برابر مکزیک دید... همینطور مشخص بود که بازیکنان اصلا هیچ پلان و تاکتیکی که روی آن از قبل برای این بازی کار شده باشد را ندارند! وقتی توپ دست بچه های ما بود بدون داشتن هدفی،  به راحتی آنرا به حریف واگذار می کردند. شاید بخشی از آنرا می توان به مربی و تفکرات او نسبت داد. نمی دانم مسئولین محترم تا کی می خواهند سکان تیمهای ما به خصوص تیم ملی را دست مربیان کلاسیک کار اروپای شرقی قرار دهند؟  باور کنید که سیستم آنها برای تیم ما مناسب نیست. تجربه چندین ساله به خوبی نشان داده که بازیکنان ما خیلی  احساسی  بازی می کنند. بنابراین تفکر یک سیستم کلاسیک اروپای شرقی برای این تیم و بازیکنان ما مناسب نیست. تیم ما یک مربی از کلاس آمریکای جنوبی لازم دارد. یک مربی برزیلی یا آرژانتینی... کلاسی که مبتنی است بر بازی حمله ای و سریع. ( پاسکاری تکضرب تیم مکزیک در برابر تعلل کردن بیش از حد بازیکنان ما با توپ به خوبی بیانگر این موضوع است ).

برانکو به زودی از تیم ملی ایران جدا خواهد شد. ولی تقاضای من نوعی از مسئولین این است که مجددا سراغ کلاسیک کارهای اروپای شرقی نروند...

نگاهی به کارنامه تیم ملی ژاپن بکنند... زیکو  واقعا تیم ملی ژاپن را زیر و رو کرده است. امشب حتما بازی ژاپن را در برابر استرالیا ببینید (صرف نظر از نتیجه، به بازی تیم ژاپن دقت کنید ) که نمایانگر تفکر و پلان یک مربی از کلاس آمریکای جنوبی است. تیم ما همچین مربی ای را نیاز دارد...

 

پانوشت: این هم نظر ستاره تیم آلمان در زمان ما، " رودی فولر "  که نامبر وان من بود!

http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news2/more/8868

 

مملی

 

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 85/03/22 و ساعت 8:16 |
Balatarin
 

تیم ملی ایران از نگاه مطبوعات ژاپن : رقیب سرسخت آسیایی

تا فی خالدون تک تک بچه های تیم ملی رو درآوردن و روی اون بحث می کنن!!

مملی

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 85/03/20 و ساعت 17:31 |
Balatarin
 

زندگی در ژاپن اونقدر آرام و بی هیاهو هست که گاهی اوقات آدم دلش برای هیجانات روزانه ایران تنگ می شه!

دیشب ناگاه یاد دعواهای خیابانی افتادم! یکمرتبه دو نفر می افتادن به جون هم و د بزن !! حالا یا راننده خطی بودن و یا مسافرین توی اتوبوس و یا ...

ما هم میرفتیم جلو و سواشون می کردیم.... آقا صلوات بفرست!... بی خیال...! یکبار توی اون سوا کردن ها یه مشت هم نصیب خودم شد!!

ولی اینجا، دریغ از یک دعوا !

اکثر اوقات که دوستان قدیمی از ایران زنگ می زنن، بیشتر صحبت هاشون در مورد اتفاقات روزمره و برخوردهای اجتماعی مردم هست! هم آدم خنده اش می گیره و هم ناراحت میشه...

چند روز پیش یکی از دوستانم سوار تاکسی می شه و جلو می شینه. عقب هم یک خانم چادری و شوهرش نشسته بودن. کمی جلوتر خانم و آقا که عقب بودن می گن که می خوان پیاده شن. کرایه رو آقاهه می ده و پیاده می شه و پشتش هم خانومه پیاده می شه. خانومه تا درب ماشین رو می بنده راننده هم خوب بالطبع حرکت می کنه. نگو حالا چادر خانومه لای در گیر کرده بوده!!  ماشین که راه می افته چادر رو از سر خانومه بنده خدا می کشه و با خودش می بره.... خانومه هم که زیر چادر چیزی سرش نبوده نا خواسته وسط خیابون بی حجاب می شه...!!!

شوهره هم تا متوجه موضوع می شه دنبال تاکسی شروع به دویدن می کنه و با داد و فریاد راننده رو نگه می داره و می گیردش به باد کتک!!! دیگه تا آخرش رو خودتون تصور کنید...!! خلاصه بعد از کلی جنگ و جدال و فحش و بسته شدن خیابان! سواشون می کنن...

خداییش که ایران با همه چیزهاش خوبه... خوب خوبه

مملی

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 85/03/20 و ساعت 4:52 |
Balatarin
 

روزنامه شرق، روز ۵ شنبه گذشته اقدام به معرفی این وبلاگ کرده است. بدینوسیله از مسئولین مربوطه تشکر می نماییم.

http://sharghnewspaper.com/850304/html/spc8.htm#s417600

تلاش خواهیم کرد که در جهت اطلاع رسانی بیشتر به هموطنان عزیز، بیش از پیش کمر به همت بگماریم. نظرات شما قطعا ما را در ادامه این راه دلگرمتر خواهد کرد.

با تشکر از همه خوانندگان عزیز

مملی و هاشیموتو

 

پانوشت:

 تجسس های "امید" بالاخره یه جایی به درد خورد !!  امید جان از اینکه این موضوع رو اطلاع دادی ممنون

 

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 85/03/07 و ساعت 9:8 |
Balatarin