تبليغاتX
Mamali & Hashimoto

هر آغازی را پایانی است، جز او که پایان ندارد

دوستان عزیز و بهتر از جان ما

این چند سال گذشته فرصت مناسبی بود تا با شما از صمیم دل بگوییم و بشنویم. این وبلاگ به گواهی برخی از دوستان منبع و مرجعی برای کارهای دانشگاهی و نیز پژوهشهای شما عزیزان بود. برخی نیز از سر علاقه به کشور ژاپن، به این وبلاگ سر زدید و برای دانستن بیشتر که حق شماست، به ما مهر ورزیدید و ما را لایق گفتن و نوشتن تشخیص دادید.

حال گاه آن رسیده است که مملی و هاشیموتو با این دنیای به گمان ما واقعی، اما بنا به رسم، مجازی خداحافظی کنند.

یکی از بهترین هدایای این وبلاگ به ما، دوستی و ارتباط بین مملی و هاشیموتو به عنوان سرمایه ای بس گرانبهاست. در این وبلاگ ما ثابت کردیم که می توان دو نفر ایرانی بود و کار گروهی کرد.

چهار سال و نیم همه با هم بودیم. این وبلاگ برای خاطره می ماند. شاید روزی دوباره بخت یار شد و برگشتیم و نوشتیم. خدا را چه دیدید!

از همه دوستان و خوانندگان وبلاگمان، بخاطر همه چیز تشکر می کنیم...

 

ママリ  さようなら

橋本   さようなら

みなさん さようなら

سایوونارا

مملی و هاشیموتو

1387/5/5

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 87/05/05 و ساعت 18:11 |
Balatarin

برای هر ناکارایی و سهل انگاری ای عذر و بهانه ای هست و جالب اینکه افراد خود را نیز محق میدانند.

* کابینت سازی قول داده که هفته گذشته برای تعمیر بیاید. ولی هر بار که زنگ میزنیم عذری می آورد و شلوغی سر را بهانه میکند. تازه وقتی اعتراض میکنی میگوید چه خبره صبر داشته باشید!

* جایی دو بار زنگ میزنید و پیغام میگذارید که منتظر تماس فوری طرف هستید. می بینید خبری نشد... بعد از دو روز که تماس میگیرید متوجه میشوید که اصلا پیغام به طرف داده نشده و شخص رابط با یک "ببخشید، یادم رفت" کار را تمام میکند.

* به مراکز دولتی یا خصوصی مراجعه میکنید، میگویند برق نداریم! در پاسخ میگویم شما به عنوان یک مرکز معتبر نباید یک موتور برق، برای رفع نیاز و راه انداختن کار ارباب رجوع داشته باشید؟ شما که میدانید وضعیت برق چگونه است آیا نباید ساز و کاری برای هدر نرفتن اینهمه سرمایه در نظر بگیرید؟

* میخواهید با ای.دی.اس. ال به اینترنت وصل شوید و هزار کار و قول و قرار دارید، میبینید نمیشود. تماس میگیرید بامرکز پشتیبانی. خیلی راحت میگویند امروز خطوطمان خراب است! تا فردا صبر کنید! فردا میشود... باز تماس میگیرید و همچنان خطوط مشکل دارند. مجبور میشوید با وجود کلی هزینه ای که بابت ای.دی.اس.ال داده اید، باز به همان روش دایال آپ نفتی، اموراتتان را بگذرانید و عطای این سرویس را به لقایش ببخشید !!

* با شرکتی تماس میگیرید و در مورد خدماتی که ارائه میدهند سوال میکنید. منشی مربوطه به قدری بد و زننده و بی ادبانه جواب میدهد که از فرط عصبانیت ترجیح میدهید گوشی تلفن را قطع کنید.

* از فروشگاهی خرید میکنید. به بهانه نداشتن پول خرد، یه آدامس را به قیمت چند برابر جای پول خرد به زور و اجبار به شما میدهد.

* سوار ماشین میشوید که البته خودش دنیایی دارد... انگار وارد پارک ژوراسیک شده اید که از هر طرف و هر لحظه مانعی سر راه سبز میشود! خیلی باید خوش شانس بود که صحیح و سلامت به خانه بازگشت!

* خواسته یا ناخواسته مجبور به دیدن صحنه های دعوا، فحش و ناسزاگویی در سطح شهر هستید...

* براحتی دروغ میشنوید، آنهم دروغ های شاخدار! ولی خوب... کاری نمیشود کرد و باید شنید!

و...

مدتها بود که خیلی چیزها یادم رفته بود... در این چند روز که به ایران بازگشته ام خیلی زود همه چیز جای خودش را بازیافت...

چرا این موارد را در ژاپن نمیبینم؟... واقعا چرا؟... ساعتها فکر میکنم... نمیدانم، نمیدانم....

مملی

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 87/05/04 و ساعت 1:8 |
Balatarin

چند روزی است که قدم به میهن عزیزمان ایران گذاشته ام... احساسی که انسان در کنار خانواده و دوستان آنهم در کشور و شهر خود دارد واقعا لذت بخش است.

بعد از یکسال و نیم که وارد شدم، چهره شهر رو کمی متفاوت دیدم. از اون ماشینهای درب و داغون خبری نیست و ماشاله ملت همه وضعشون خوب شده و پز ماشین و گوشی موبایل و آپارتمان و ویلاهاشون رو بهم میدن!! خیابان های جدید، پل های جدید، قوانین جدی تر راهنمایی و رانندگی، پلیس نامحسوس و ... برایم جالب بود.

خوب، شاعر میگه عیبش که گفتی، حسنش را هم بگو!!

حضور شما عرض شود که برای من معتاد به اینترنت، کار با دایال آپ فتیله ای، شکنجه ای بس طاقت فرسا بود!! با هزار پرس و جو متوجه شدیم که سرویس ای.دی.اس.الی هم وجود دارد، مراجعه کردیم و با برگه ای از تعرفه ها روبرو شدیم! سرعت،حجم و زمان و غیره... القصه یکی اش را انتخاب کردیم و گفتند ۱۰ روزی صبر کنید تا وصل شود...

دیروز هم به مورد جالبی برخوردم... ظهر رفتم بانک که کمی پول از حسابم دریافت کنم دیدم کارمندان نشسته اند و گل میگویند و گل میشنوند!! مشتری ای هم در بانک نیست!! با خود گفتم عجب، چه خبره!! رفتم جلو و گفتم آقا پول میخوام... گفت: آقا برق نداریم!! گفتم: خوب من چکار کنم؟ خیلی راحت گفت: یا وایسا برق بیاد یا برو فردا بیا!!...

ادامه دارد...

مملی

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 87/05/01 و ساعت 1:5 |
Balatarin