تبليغاتX
Mamali & Hashimoto

طبق گزارش ٢٦ مارس ٢٠٠٦ بانك جهاني، رشد ٢.٨ درصدي پيش بيني شده اقتصاد ژاپن براي سال ٢٠٠٦نشانگرآنست كه سرانجام اين كشوردوره طويل ده ساله ركود خود را سپري كرده است. اما ميليون ها جوان ژاپني آينده خود را تضمين شده نمي بينند. آنان از زماني كه اين كشوردريك دهه پيش به ورطه ركود اقتصادی افتاد ، آموخته اند كه بايد روزمره زندگي كنند.

 خانم « هيروكو نومورا » (١) كه جواني ٢٨ ساله است، از زمان فارغ التحصيلي خود ازدانشگاه « وسدا» ي (٢) توكيو درمارس ٢٠٠٠، در وضع دشواري بسرمي برد. در آن سال براي نخستين بار، ميزان استخدام (٣) فارغ التحصيلان جوان از مرز ٦٠% گذشت و به ٥٥.٨% نزول كرد. خانم نومورا مانند برخي دوستانش، بي كاربه حال خود رها شد. او مي گويد : « پس ازارسال حدود شصت « شرح حال کاری»، آماده پذيرش هرپستي بودم ». او كه زماني قصد داشت طراح شود، سرانجام دريك شركت تبليغاتي با حقوق ماهانه ١٥٠ هزار ين (برابر١٠٥٠ يورو) استخدام شد. وي با وجود آنكه سريعا دلسرد شده بود مي گويد : « از اينكه از بي كاري نجات پيدا كرده بودم خوشحال بودم ». اوبا توجه به اينكه شرايط كاري و حقوقی اش به نظر نمي رسيد تحول يابد ادامه مي دهد: « اضافه كاري ها، استرس و اتلاف وقت در وسايل حمل و نقل، همگي، به قيمت سلامتي ام تمام شده اند ». سرانجام خانم نومورا ترجيح داد استعفا دهد.

هرچند اطلاعات منتشره درآوريل اميدوار كننده ترهستند (براي نخستين بارازسال ١٩٩٥، تعداد قراردادهاي دائمي (٤) بسيار بيش از قراردادهاي موقت (٥) شده است) (٦)، اما هزاران جوان با همان مشكلات مواجه اند چراكه تعداد پست هاي خالي شديدا كاهش يافته است.

در Young Hallo Work (آژانس كاريابي مخصوص افراد زير٣٠ سال) واقع درتوكيو مقابل ايستگاه « شيبويا » (٧) (يكي ازمحلات شلوغ پايتخت)، غلغله است. صدها جوان به اميد يافتن قرارداد كار دائمي كه آنها را ازمشاغل كاذب نجات دهد، به آنجا مي روند. بنا به آخرين آماررسمي، ژاپن در سال ٢٠٠٤ حدود ٤ ميليون freeter بين ١٥ تا ٣٤ سال داشت. نو واژه freeter ازواژه انگليسي free (آزاد) و واژه آلماني Arbeiter (شاغل) تشكيل شده و در وهله نخست به معناي جواناني است كه از پذيرش عرف معمول كاري (شغل دائمي) سرباز زده و قراردادهاي موقت را برمي گزينند. البته با آغازبحران كنوني، ديگر تقريبا چنين انتخابي وجود ندارد و مشاغل كاذب در اغلب موارد به جوانان تحمیل می شود. اكنون ديگر freeter ها يك پنجم جوانان شاغل ١٥ تا ٣٤ ساله را تشكيل مي دهند. درآمد ماهانه آنها بين ١٠٠ تا ٢٠٠ هزار ين يعني حدود يك سوم درآمد يك فرد شاغل معمولي است.

مسئله نگران كننده ديگرمربوط به افزايش شديد تعداد Nito ها است(Nito واژه اختصاري NEET انگليسي معادل not in education, employment or training است يعني كسي كه نه تحصيل مي كند، نه كار مي كند و نه دوره مي بيند) : ٤٠% از آنان هيچ گونه شايستگي وعملاهيچ گونه بختي براي ورود به جامعه ندارند و ازآنجائي كه هرگزكارنكرده اند، كوچكترين حق بي كاري نيزدريافت نمي كنند. تعداد اين افراد حدود ٨٥٠ هزار نفر برآورد مي شود. فقرعمومي روبه رشد جامعه ژاپن ناشي ازهمين امراست. ميزان فقر(بيانگرتعداد كساني كه درآمدشان كمترازنصف درآمد متوسط كشوراست) تعيين شده توسط سازمان همكاري و توسعه اقتصادي (٨) در سال ٢٠٠٥ بيش از١٤% يعني سه برابر بيش ازدانمارك يا سوئد، بود. ازبيست و پنج كشورعضو اين سازمان، تنها ايالات متحده ومكزيك آمار بدتري نسبت به ژاپن دارند.

اگردراواخر دهه ٧٠ ، اكثريت عظيمي ازژاپني ها متعلق به طبقه متوسط ( chûryû) بودند، سي سال پس از آن اغلب اذعان مي كنند كه تحول اقتصادي اخيركشورباعث به وجودآمدن « جامعه سطح پائين » (karyû shakai) شده و به برابرسازی اجتماعي كه دهه ها در اوج خود بود پايان داده است. « آستوشي ميورا» (٩) نويسنده « karyû shakai » (١٠)(اثري كه ازهنگام چاپ اول درسپتامبر ٢٠٠٥ نزديك يك ميليون نسخه فروش كرده) مي گويد : « اكثرافراد اين طبقه جديد را جوانان و سالخوردگان تشكيل مي دهند ».

آستوشي ميورا ادامه مي دهد : « درسال ١٩٥٥ با به قدرت رسيدن حزب ليبرال دموكرات (١١) كه به مدت ٤٠ سال صنحه سياسي ژاپن را دردست داشت و هدفش رساندن ژاپن به ميان كشورهاي صنعتي جهان بود، نظام اقتصادي و اجتماعي ای به وجود آمد كه اكنون كاملا از بين رفته است. ما شاهد پيدايش چيزي به نام « سيستم ٢٠٠٥» هستيم كه قطعا دردست حزب ليبرال دموكرات است اما ديگر از انگيزه مشترك براي سعادتمند كردن اكثر افراد جامعه برخوردار نيست». پديده عامل آنچه كه آستوشي ميورا سيستم ٢٠٠٥ (2005nen taisei) مي نامد، دردهه ٨٠ آغاز شد. در آن زمان « رونالد ريگان »، رئيس جمهور آمريكا، تصميم به اجراي سياست قيد و بند زدائي، كاهش ماليات و مخارج دولتي گرفت كه به واسطه آن اقتصاد آمريكا دوباره شكوفا و اين جهت يابي فوق ليبرال براي رهبران ژاپن الگو شد.

روياي حصول ثروت آسان

ماشين اقتصاد ژاپن به رغم ميلياردهای تزريقي به راه نيافتاد. بنابراين مقامات دولت، برنامه رفرم هاي ساختاري و قوانین زدائی را آغاز كردند كه به بيكاري انجاميد (١٢) و كاركرد كل جامعه را بارديگر زيرسوال برد. طي نيمه نخست دهه ٩٠، تعداد زيادي ازشركت ها ساختار خود را دوباره تغيير دادند. شركت هائي كه نقش كليدي در ورود فارغ التحصيلان جوان به زندگي اجتماعي داشتند، بطرز قابل توجهي شروع به كاهش استخدام آنها كردند(به مقاله Sanford M.Jacoby درهمین شماره رجوع شود). اين امر براي اين گروه سني كه به سختي درس خوانده بودند تا بتوانند در بهترين موسسات آموزشي (ضامن استخدام درشركت هاي بزرگ و كاردائمي و ميزان حقوق برحسب سابقه خدمت) ادامه تحصيل دهند، شوك سختي بود.

حقوق بگيران مسن تر نيز از اين قائله ايمن نماندند. آنهائي كه تمام زندگي خود را براي پيشرفت شركتشان گذاشته بودند و اغلب از آنها با عنوان « سربازهاي كوچك » ياد مي شد نيز، قرباني موج اخراج ها شدند. برخي از اين افراد كنارزده شده، بدليل فقدان قدرت تحمل اين امر، خودكشي كردند. تعداد اين افراد در سال ١٩٧٨ كمي بيش از بيست هزار نفر بود. اين ميزان در سال ٢٠٠٥ به حدود سي و دو هزار تن رسيد. آقاي « هيسائو ساتو » (١٣)، رئيس انجمن Kumo no Ito (تارعنكبوت) كه وظيفه اش جلوگيري ازخودكشي افراد مسن (كه بويژه آسيب پذيرند) است، مي گويد بنا برآماراداره پليس ملي، ازسال ١٩٨٩ تا كنون حدود چهارصد و پنجاه هزارنفر خودكشي كرده اند. از نظر« توموهيرو اوتسوكي » (١٤)(نويسنده آثاربسياري درهمين باب) اين عود خودكشي ناشي ازسياست اقتصادي دولت است. او مي گويد : « ژاپن تحت مسئوليت دولت كويزومي، سياست نئوليبرال تقليدي از ايالات متحده را بدوش مي كشد. اين سياست به صورت عدم تعهد فزاينده دولت جلوه مي كند. طرح خصوصي سازي پست كه در تابستان ٢٠٠٥ اعلام شد، جديدترين نمونه بارز آن است. وانگهي اين جهت يابي سياسي رسوائي هاي زيادي به بار آورد ازجمله رسوائي اواخر سال گذشته در باب عدم رعايت استانداردهاي ضدزلزله ازسوي بساز و بفروش ها. (...)همگي اين عوامل در تشديد احساس عدم امنيت در ميان مردم نقش داشته است. (...) به علاوه ژاپن عملا به بيكاراني كه نمي توانند براي يافتن شغل، روي كمك هزينه ها حساب كنند چيزي نمي دهد. جوانان نيز آينده روشني ندارند وعدم تمايل آنها به ادامه زندگي قابل درك است ».

مسئله خودكشي براي آنكه مقامات دولت به آن توجه كنند به اندازه كافي دردناك و دشواراست. وزارت بهداشت و كار، هدف خود را كاهش تعداد خودكشي ها به بيست و دو هزار نفر تا سال ٢٠١٠ اعلام كرده اما آقاي ساتو در اين مورد بدبين است. او مي گويد : « مقامات دولت يك كميسيون مسئول پيش گيري ازخودكشي كه ازبودجه اي ١ميليارد يني برخورداراست، تشكيل داده اند. اگرآماركشته شدگان سوانح رانندگي را با خودكشي مقايسه كنيم، ملاحظه مي شود كه ميزان اولي ٤.٤ برابركمترازدومي است. با اين وجود بودجه اي ١٠٠٠ ميليارد يني براي كاهش تعداد كشته شدگان سوانح رانندگي اختصاص داده اند ».

خوشبختانه تمامي قربانيان اين تنش هاي اقتصادي تصميم به خودكشي نگرفته اند. بسياري از آنان راه خروج سريع خود از اين وضع را درموفقيت كارفرمايان جوان برآمده ازاقتصاد جديد مي بينند. اينكه افرادي چون آقايان تاكافومي هوري و يا ماسايوشي سون (روساي به ترتيب Livedoor و Softbank) موفق به جلب تعداد افرادي شده اند كه تصور مي كنند راه حل تمامي مشكلات دراقتصاد نئوليبرال است، صحت دارد. ازنظرآقاي كويزومي، با آنان بودن به معناي قرار گرفتن درصف فاتحين (kachi gumi) بود. حمايت وي از آقاي هوري، كانديداي مستقل هيروشيما، به هنگام انتخابات مجلس درسپتامبر ٢٠٠٥ (١٥)، كاملا بيانگر اينگونه نگرش است. وانگهي اين طرزتفكركه تمامي افراد جامعه مي توانند ازاين سياست نافع شوند، در پيروزي آسان آقاي كويزومي نقش داشت. اما آقاي هوري با نشان دادن سستي بنيادهائي كه دولت قصد داشت برروي آنها كل سياست اقتصادي و اجتماعي خود را بنا كند، وارد جريان حساب هاي جعلي شد. ژاپن طي چند روز اميد خود را از دست داد و مردم اين كشورمتوجه شدند كه هنوزبايد زماني را با مشكلات اجتماعي خود سركنند. پيري و انزواي روزافزون افراد مسن اين وضعيت را بهبود نمي بخشد.

نگرش جديد Nissin (غول کشت و صنعت ومتخصص توليد رشته هاي آماده كه اميدوار است توليد محصولاتش را كه ويژه افراد كم درآمد است، افزايش دهد) معني داراست. همانگونه كه رئيس آن، « آندو كوكي » (١٦)، اخيرا گفته است، ما شاهد پيدايش طبقه اجتماعي بي بضاعتي هستيم كه طي سالهاي آينده وسيع ترخواهد شد. بنابراين بايد با توليد محصولات مناسب اين قشر، خود را براي اين پديده آماده كنيم. (١٧) چند برابر شدن محصولات ارزان قيمت همچنين، بازتاب افزايش جمعيتي است كه بيش از پيش در تنظيم مخارج خود با مشكل مواجه است. (١٨)

مدت هاي مديدي، پس اندازاصلي اكثرخانوارها امكان ادامه روياي جامعه اي بدون مشكلات عظيم را داد. خانم « سايوري شيرايشي » (١٩)(اقتصاد دان) مي گويد : « اكنون يك پنجم خانوارها كمتر از٥٠٠هزار ين (معادل ٣٥٠٠ يورو) پس انداز دارند كه مبلغ ناچيزي است.» او بويژه خاطرنشان مي سازد كه در سال ٢٠٠٤ تعداد خانوارهاي بهره مند از كمك هزينه هاي اجتماعي (seikatsu hogo) براي نخستين بار از مرزنمادين ميليوني گذشته است . [درحاليكه م.] اين تعداد در سال ١٩٩٢، در فرداي ترکیدن حباب رونق مالی ، تنها پانصد و هشتاد هزار نفربود.

پاورقي

١- Hiroko Nomura

٢- Waseda

٣- تعداد جواناني كه يك سال پس از فارغ التحصيلي كار پيدا مي كنند.

٤- CDI : contrats à durée indéterminée

٥- CDD : contrats à durée déterminée

٦- برگرفته از روزنامه Asahi Shimbun، مورخ ٨ آوريل ٢٠٠٦، چاپ توكيو.

٧- Shibuya

٨- OCDE : Organisation de coopération et de développement économiques

٩- Astushi Miura

١٠- آستوشي ميورا،shakai Karyû ، Kobunsha، توكيو، ٢٠٠٥.

١١- PLD : Parti libéral démocrate

١٢- نرخ رسمي بيكاري در اوايل دهه 90 بطور متوسط به ٢%، مابين سالهاي ٢٠٠٢ تا ٢٠٠٤ به ٥.٥% و در سال ٢٠٠٥ به حدود ٤% رسيد.

١٣- Hisao Sato

١٤- Tomohiro Otsuki

١٥- با اين حال آقاي هوري پيروز نشد.

١٦- Ando Koki

١٧- برگرفته از مصاحبه وي با روزنامه Asahi Shimbun مورخ ١٢ اكتبر ٢٠٠٥.

١٨- طبق نظرسنجي صورت گرفته توسط روزنامه Yomiuri Shimbun، ٨١% افراد موردمطالعه معتقد بودند كه شكاف اجتماعي در ژاپن تشديد شده و ٥٦% از آنان، طرح اصلاحات دولت كويزومي را مسئول مستقيم آن مي دانستند. رجوع شود به روزنامه Yomiuri Shimbunمورخ ١٤ مارس ٢٠٠٦، چاپ توكيو.

١٩- Sayuri Shiraishi

http://ir.mondediplo.com/imprimer.php3?id_article=897

 ها.شی.مو.تو

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 87/04/30 و ساعت 0:40 |
Balatarin

روزنامه دارای بخشها و زیرمجموعه گسترده‌ای است. شركت یومیوری دارای روزنامه دیلی‌یومیوری است كه به زبان انگلیسی با تیراژ ۶۰هزار نسخه در سه شهر توكیو، اوزاكا و شیبو چاپ و منتشر می‌شود. برخلاف روزنامه یومیوری كه در آن هیچ كارمند خارجی كار نمی‌كند، در روزنامه انگلیسی زبان دیلی یومیوری حدود ۵۰ نفر خارجی كار می‌كنند. روزنامه دیلی‌یومیوری از لحاظ شمارگان، بعد از روزنامه انگلیسی زبان ژاپن تایمز قرار دارد.
یومیوری هفتگی از دیگر زیرمجموعه‌های شركت روزنامه یومیوری است كه به زبان انگلیسی منتشر می‌شود. روزنامه ورزشی هوشی شیمبون، یكی از پرتیراژترین نشریه‌های ورزشی است كه با تیراژی حدود ۲میلیون نسخه و با حمایت روزنامه یومیوری به چاپ می‌رسد. روزنامه در حال حاضر، فعالیت گسترده‌ای را در زمینه‌های فرهنگی و ورزشی انجام می‌دهد و با راه‌اندازی اركسترسمفونیك یومیوری، نمایشها و اپراها و اختصاص جوایز برای این منظور شهرتی به دست آورده است. یكی دیگر از زیرمجموعه‌های روزنامه یومیوری، تیم حرفه‌ای بیسبال «یومیوری جایانت» اولین تیم حرفه‌ای بیسبال در ژاپن است. این مجموعه علاوه بر درآمدزایی، در نهایت به جذب مخاطب و افزایش اشتراك روزنامه كمك می‌كند.
یكی از مهمترین ویژگیهای این روزنامه، راه‌اندازی سازمان افكارسنجی است كه به‌طور مرتب تغییر و تحولات جامعه را رصد می‌كند. مدیران یومیوری از طریق افكارسنجی دریافته‌اند كه اینترنت سبب خواهد شد تیراژ آنها طی سالهای آینده افزایش چشمگیری نداشته باشد. از این‌رو سرمایه‌گذاری زیادی در این بخش انجام داده و خود را روزآمد نگه می‌دارند. صاحبان این شركت اینترنت و روزنامه آساهی را مهمترین رقیب خود می‌دانند. روزنامه یومیوری كه حدود ۱۵سال قبل حداقل یك میلیون نسخه كمتر از آساهی تیراژ داشته، با سرمایه‌گذاری در بخش توزیع و ارتقای استراتژی فروش رقیب خود را پشت سرگذاشته است. صاحبان این شركت معتقدند سازمان افكارسنجی، نبض تغییر و تحولات جامعه را به آنها نشان می‌دهد و آنها با توجه به داده‌های افكارسنجی، برنامه‌ریزی و سیاستگذاری می‌كنند

۲ـ روزنامه آساهی شیمبون
شركت روزنامه آساهی دیگر غول رسانه‌ای ژاپن است كه روزنامه معتبر آساهی و چندین نشریه وابسته را منتشر می‌كند.
روزنامه آساهی همان‌طور كه پیشتر گفته شده در سال ۱۸۷۹ میلادی در شهر اوزاكا تأسیس شد. در طول نزدیك به ۱۲۷ سال انتشار، این روزنامه از همه جهات رشد قابل توجهی داشته است. روزنامه آساهی دفتر اصلی خود را از شهر اوزاكا به شهرهای توكیو، شیبو، ناگویا، فوكوكا و هكایدو گسترش داد. این روزنامه در حال حاضر علاوه بر شهرهای مذكور و دیگر شهرهای مهم ژاپن در هنگ‌كنگ، سنگاپور، نیویورك، لس‌آنجلس، لندن و هیرلن هلند برای ژاپنیهای مستقر در آن كشورها همزمان منتشر می‌شود.
این روزنامه براساس باورها و شعارهای زیر منتشر می‌شود:
منصف و بی‌تعصب بودن؛ در حمایت از آزادی بیان، مساعدت در ایجاد یك ملت دموكرات و تلاش برای تأمین صلح جهانی
وقف خود در امور رفاهی ملت، عدالت و انسانیت؛ طرد هرگونه خشونت، فساد و رشوه‌خواری
گزارش كردن منصفانه و بدون تعلل واقعیت؛ حفظ دیدگاه لیبرال و بدون تعصب هیأت‌تحریریه
تقویت بردباری و تساهل در همه اوقات؛ حفظ احساس مسئولیت و رعایت حیثیت افراد بدون قربانی كردن دیگران.
روزنامه آساهی دومین روزنامه پرتیراژ در ژاپن و جهان است. این روزنامه در صبح و عصر با چند چاپ روی هم در ۱۲ میلیون نسخه منتشر می‌شود كه بیش از هشت‌‌میلیون آن در صبح و بقیه در بعدازظهر انتشار می‌یابد. نكته جالب این است كه بیش از شش‌میلیون وپانصدهزار نسخه از كل شمارگان این روزنامه كه بیش از ۵۰درصد را شامل می‌شود در توكیو پایتخت ژاپن و بقیه در شهرهای دیگر منتشر می‌شود.
مطابق آمار این روزنامه، ۹۹درصد از تیراژ روزنامه از طریق اشتراك به خانه‌های افراد تحویل می‌گردد. این روزنامه ۶۲۷۵نفر كارمند (۵۵۷۵ نفر مرد و ۷۰۰ نفر زن) دارد كه از این تعداد ۲۶۷۷ نفر تحریریه (شامل ۲۲۹۲ نفر مرد و ۳۸۵ نفر زن) و ۴۳ نفر نویسنده ارشد هستند. این روزنامه دارای ۸۰۰ خبرنگار در داخل ژاپن است. روی هم ۳۲۰۰ ایستگاه توزیع برای این روزنامه فعالیت می‌كنند كه دارای ۸۲۰۰ كارمند تمام وقت و پاره‌وقت هستند. روزنامه آساهی برای انتشار روزانه خود، از ۱۹۰۰ تن كاغذ، ۲۹ تن جوهر و ۱۶۰۰ كامیون برای توزیع استفاده می‌كند. روزنامه آساهی علاوه بر دفاتر اصلی ۴۳ دفتر عمومی و منطقه‌ای، ۲۴۶ دفتر در شهرهای ژاپن، ۲۶ دفتر در خارج از كشور (كه از این تعداد ۱۵ دفتر در آسیا قرار دارند) و ۵۱ خبرنگار در كشورهای خارجی دارد. این روزنامه از لحاظ ساختاری، دارای اداره طرحهای استراتژیك است كه در ارتباط با مدیریت تجاری سازمان، توسعه منابع انسانی، توزیع روزنامه و نظرخواهی از خوانندگان روزنامه اقدام و برنامه‌های استراتژیك روزنامه را تدوین می‌كند. روزنامه آساهی خصوصی و مستقل است كه درآمد اصلی آن از طریق حق اشتراك، چاپ آگهی، انتشار مجلات، كتاب و سایر فعالیتهای اقتصادی جانبی تأمین می‌‌شود. روزنامه آساهی یكی از بزرگترین ناشران مجلات و كتاب در ژاپن است.
این روزنامه در طول سال ۵۰۰ عنوان مجله و ۷۰۰ عنوان كتاب به چاپ می‌رساند. مطابق آمار روزنامه در سال ۲۰۰۴ مبلغ ۵۸۴۷ تریلیون ین در ژاپن خرج تبلیغات شده كه از این رقم ۱۰۵۶ تریلیون ین مربوط به روزنامه‌ها و بقیه مربوط به رادیو و تلویزیون و سایر رسانه‌هاست. روزنامه آساهی توانست یك هفتم آگهیهای روزنامه‌ها را در این سال جذب كند. همچنین روزنامه آساهی در این سال ۹/۴۰۶ میلیارد ین برابر با ۸/۳ میلیارد دلار درآمد ناشی از فروش روزنامه داشته است. روزنامه در حال حاضر دارای دو فروند جت و پنج فروند هلی‌كوپتر است كه برای رفع نیازهای روزانه از آنها استفاده می‌كند. روزنامه آساهی علاوه بر انتشار چندهفته‌نامه، دو هفته‌نامه، مجلات و كتاب به زبان ژاپنی، یك مجله هفتگی به نام ایرا به زبان انگلیسی منتشر می‌كند كه تیراژ و شهرت بالایی دارد. روزنامه آساهی طی قراردادی با روزنامه هرالدتریبیون، شش تا هشت صفحه را به این روزنامه می‌افزاید و همراه با ۲۴ یا ۲۸ صفحه این روزنامه هر روز در ۴۰ هزارنسخه منتشر می‌كند. علاوه بر این روزنامه آساهی سالانه ۹۰ نمایشگاه مختلف را حمایت و برگزار می‌كند كه این نمایشگاهها حدود ۵۰میلیون نفر بازدید كننده دارد. این روزنامه مسابقات مختلف ملی و منطقه‌ای نیز برگزار می‌كند. آساهی شیمبون هم‌اكنون در زمینه بهبود امور اجتماعی و فرهنگی، تحصیلات كودكان، ارائه سریع و دقیق روزنامه به خوانندگان از طریق شبكه توزیع مطبوعات و ایجاد مراكز روزنامه فروشی در منطقه فعال می‌كند و از شركتهای مختلف در زمینه ایجاد شبكه روزنامه‌نگاری نیز حمایت و پشتیبانی به عمل می‌آورد. روزنامه آساهی، روزنامه‌ای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، ورزشی، فرهنگی، هنری، شهری و پزشكی است. این روزنامه دارای دیدگاه روشنفكرانه و لیبرال است و در مقایسه با روزنامه یومیوری مخاطبان بیشتری نزد دانشگاهیان، دانشجویان، هنرمندان، نویسندگان و روشنفكران دارد

۳ـ دیگر روزنامه‌های ژاپن
بعد از دو غول رسانه‌ای معروف كه بالاترین میزان تیراژ انتشار روزانه روزنامه در ژاپن و جهان را دارا هستند، روزنامه‌هایی قرار دارند كه هر چند از لحاظ تیراژ بسیار كمتر از آنها هستند، اما به نوبه خود تیراژ بسیار بالایی دارند. روزنامه ماینیچی یكی از پرتیراژترین نشریه‌های ژاپن است كه سابقه انتشار آن به سال ۱۸۷۲ می‌رسد. این روزنامه طی چند چاپ در صبح و عصر و طبق آمار رسمی روی هم دارای تیراژ پنج میلیون و هفتصدهزار نسخه در روز است.
روزنامه ماینیچی در زمینه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی فعالیت دارد و با هدف جذب روشنفكران و تحصیل‌كردگان منتشر می‌شود. در عین حال این روزنامه مطالب بسیار زیادی را روزانه برای عموم مردم به چاپ می‌رساند. روزنامه ماینیچی با توجه به زمینه و هدف‌گیری‌اش، در افكارعمومی مردم ژاپن نفوذ بسیار چشمگیری دارد. روزنامه ماینیچی در شهرهای بزرگ ژاپن مانند توكیو، اوزاكا، ناگویا، دارای دفتر مركزی است و در چندین شهر دیگر نیز دفتر دارد. علاوه بر این، بیست‌ویك نمایندگی در كشورهای آسیایی، اروپایی و آمریكا دارد كه مهمترین آنها در واشنگتن، نیویورك، مكزیك، لندن، بن،پاریس، هنگ‌كنگ، قاهره و كوالالامپور واقع شده‌اند. این روزنامه حدود پنج‌هزار نفر كارمند دارد كه بیش از دوهزار آن تحریریه و خبرنگار هستند.
ماینیچی از روزنامه‌های دست راستی ژاپن است كه درشكل‌دهی جریانهای اجتماعی در این كشور نقش عمده دارد.
روزنامه رابطه نزدیكی با محافل آمریكایی دارد و از سیاستهای دولت وقت حمایت می‌كند. این روزنامه ظاهراً مستقل است و به هیچ حزب و جناحی در ژاپن و خارج وابسته نیست و درآمد آن از راه فروش اشتراك و جذب آگهی و انتشار نشریات و كتاب تأمین می‌شود.گفته می‌شود افكارعمومی جهان این روزنامه را یك نشریه معتبر می‌شناسد. دیگر روزنامه نسبتاً پرتیراژ و البته بسیار اثرگذار در افكارعمومی ژاپن، سانكی است. این روزنامه در سال ۱۹۳۳ تأسیس شد.
روزنامه سانكی در چند ویرایش طی صبح و عصر با تیراژی بیش از سه میلیون نسخه در روز منتشر می‌شود. این روزنامه از لحاظ شمارگان مقام ششم را در ژاپن داراست و بیشترین تیراژ و فروش (اشتراك) آن در اوزاكا است. دفاتر اصلی روزنامه در توكیو، اوزاكا و كیتاكیوشو واقع شده و دارای دفاتر متعدد درشهرهای دیگر ژاپن و همچنین چندین نمایندگی در خارج از كشور است. روزنامه دارای چندین چاپخانه عظیم و مدرن است كه مهمترین آنها در شهرهای اوزاكا، توكیو، كیتاكیوشو قرار دارند.
روزنامه سانكی در مقایسه با دیگر روزنامه‌های مطرح و مهم ژاپن بیشتر مطالب محلی به چاپ می‌رساند. سانكی دارای خط‌مشی محافظه‌كارانه و دستی راستی است. از این‌رو دولت ژاپن همراه با دیگر روزنامه‌های اصلی ژاپن، جهت زمینه‌سازی و اعمال پاره‌ای از سیاستهای خویش از آن استفاده می‌كند. درعین حال روزنامه به دولت و احزاب وابسته نیست و از راه درآمد آگهیها و اشتراك فروش و انتشار مجلات هزینه خویش را تأمین می‌كند.
از میان روزنامه‌های مهم انگلیسی زبان در ژاپن می‌توان به روزنامه ژاپن‌تایمز اشاره كرد كه امسال یكصدودهمین سال انتشار خود را جشن می‌گیرد..
همچنان‌كه پیشتر گفته شد، روزنامه دیلی‌یومیوری (از خانواده روزنامه یومیوری) و روزنامه آساهی انگلیسی زبان كه به همراه روزنامه هرالدتریبیون چاپ می‌شود، دیگر روزنامه‌های انگلیسی زبانی هستند كه از لحاظ تیراژ بعد از ژاپن تایمز قرار دارند. ژاپن تایمز در حال حاضر ۷۰هزار، دیلی یومیوری ۶۰هزار و آساهی انگلیسی زبان به همراه هرالدتریبیون ۴۰هزار نسخه تیراژ دارند. روزنامه ژاپن تایمز روزانه در چهار مرحله چاپ می‌شود. چاپ اول و دوم روزنامه برای شهرهای دور ارسال و چاپهای بعدی برای توكیو و شهرهای اطراف توزیع می‌شود. توزیع این روزنامه در توكیو به عهده خودش است اما برای توزیع در شهرهای دیگر با روزنامه‌های آساهی و یومیوری قرارداد دارد. این روزنامه یكی از اعضاء سهام‌دار خبرگزاری كیودو است.
روزنامه ژاپن‌تایمز تا جنگ جهانی دوم دولتی بود و مدیران آن توسط وزارت امورخارجه تعیین می‌شدند. بعد از جنگ جهانی دوم با اتخاذ سیاست جدید انتشار نشریات از سوی فرمانده آمریكایی، روزنامه خصوصی شد و اكنون به عنوان بخش خصوصی فعالیت می‌كند. روزنامه دارای چند هفته‌نامه، ماهنامه و نشریه دیگر نیز هست. این روزنامه با شعار «همه خبرها بدون ترس و جانبداری» در بالای صفحه اول منتشر می‌شود.

خبرگزاریها
تا جنگ جهانی دوم یك خبرگزاری دولتی به نام «دومی» (Domei) در ژاپن فعالیت می‌كرد كه در سال ۱۹۳۶ تأسیس شده بود. قبل از آن چندین خبرگزاری در ژاپن فعالیت می‌كردند كه دولت برای كنترل افكارعمومی همه آنها را در هم ادغام كرد و این خبرگزاری را تشكیل داد. بعد از جنگ جهانی دوم، آمریكاییها خبرگزاری دومی را متهم كردند كه انحصار خبر در كشور را در دست دارد و از نظامیگری و جنگ پشتیبانی می‌كند. بنابراین، این خبرگزاری را منحل كرده و دو خبرگزاری جدید به نامهای «كیودو» (KYODO) و «جی جی پرس» (J.j.Press) تشكیل دادند.
صاحبان و سهامداران خبرگزاری كیودو، پانزده روزنامه عمده و كثیرالانتشار ژاپن و رادیو و تلویزیون ملی‌ (N.H.K) هستند، اما سهامداران خبرگزاری جی‌جی‌پرس روزنامه‌نگاران فعال در رسانه‌های مختلف می‌باشند. جی‌ جی‌پرس دارای ۸۲ دفتر در ژاپن و ۲۹ دفتر در خارج از كشور است و خبرهای خود را به زبانهای ژاپنی و اسپانیولی عرضه می‌كند. دو خبرگزاری كیودو و جی‌جی‌پرس از بدو تأسیس تاكنون فعال هستند و اخبار و گزارشهای خبری رسانه‌های داخلی و بسیاری از رسانه‌های خارجی را تأمین می‌كنند. نظر به اهمیت، گستره فعالیت، شهرت و نفوذ خبرگزاری كیودو، در ادامه به این خبرگزاری پرداخته می‌شود.
خبرگزاری كیودو شركتی غیردولتی و غیرانتفاعی است كه در نوامبر ۱۹۴۵ در توكیو تأسیس شد. اعضاء سهامدار این خبرگزاری، همچنان‌كه گفته شد، پانزده روزنامه عمده و معتبر ژاپنی، از جمله یومیوری، آساهی، ماینیچی و سانكی و رادیو و تلویزیون N.H.K هستند. علاوه بر N.H.K و پانزده روزنامه عمده، ۵۹ روزنامه دیگر نیز با این خبرگزاری قرارداد اشتراك دارند و به عضویت خبرگزاری درآمدند. بخشی از هزینه خبرگزاری از راه اجازهٔ ۱۲ طبقه از ساختمان ۳۰ طبقه‌ای این خبرگزاری به یك هتل پنج ستاره تأمین می‌شود. كیودو دارای ۱۸۵۰ كارمند است كه بیش از هزارنفر آن را اعضای تحریریه تشكیل می‌دهند.

شعبان علی   بهرام پور

ها.شی.مو.تو

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 87/04/30 و ساعت 0:30 |
Balatarin

اشاره:
"
روزنامه نگاران ایرانی در سال گذشته برای بازدید از جراید و مراكز خبری كشورهای لبنان، انگلستان، فرانسه ، آلمان و ژاپن به صورت گروه های در حدود ده نفره به این كشورها سفر كردند . شصت و پنجمین شماره فصلنامه رسانه با چاپ مطالب مرتبط با این سفرها ، ویژه نامه ی سفرهای مطبوعاتی را منتشر كرد. این یاداشت ،گزارشی است از سفر به ژاپن و دیدار از مراكز خبری و مطبوعاتی این كشور. لازم به ذكر است كه متن این گزارش بدون گالری عكس ، در شماره یاد شده رسانه چاپ شده است ."
این مقاله اطلاعاتی توصیفی از نظام رسانه‌ای كشور ژاپن با پرداختن به رسانه‌های مختلف دیداری، مطبوعاتی و خبری ارائه می‌دهد. نظام رسانه‌ای این كشور را باید در ارتباط با ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی مورد توجه قرار داد.
رسانه‌های گروهی ژاپن بر مبنای یك سیستم و برنامه‌ریزی دقیق استوارند كه هدف این مقاله ارائهٔ تصویری از این سیستم به خواننده است. در پایان مقاله تحلیل كوتاهی از نظام رسانه‌ای ژاپن ارائه می‌شود.

موقعیت جغرافیایی ، جمعیتی و زبانی ژاپن
مجمع‌الجزایری است كه در امتداد شمال شرقی ساحل قاره آسیا واقع شده و چهار جزیره اصلی به نام‌های هكایدو، هنشو، شیكوكو و كیوشو و ۶۸۴۸ جزیره كوچك را شامل می‌شود.. این كشور ۳۷۸۰۰۰ كیلومتر مربع وسعت دارد. مجمع‌الجزایر ژاپن كه بیش از صدهزار سال پیش مسكونی شده، بی‌آن‌كه هیچ هجوی از بیگانگان را به سرزمین خود به ثبت رسانده باشد، بارها شاهد تعرض به كشورهای مختلف اطراف و كشورگشایی حاكمانش بوده است، كه آخرین آن در زمان جنگ جهانی دوم اتفاق افتاده است.
ژاپن ۴۳/۱۲۷ میلیون نفر جمعیت دارد كه ۲۵/۶۲ میلیون نفر آن را افراد مذكر و ۱۸/۶۵میلیون نفر را افراد مؤنث تشكیل می‌دهند. تراكم جمعیت در این كشور ۳۳۹ نفر در هر كیلومتر مربع است. ژاپن هفتمین كشور پرجمعیت دنیاست و ۳/۲درصد كل جمعیت فعلی جهان را تشكیل می‌دهد. رشد جمعیت در ژاپن از سال ۱۹۷۵ به بعد روند نزولی به‌خود گرفته و در سالهای اخیر به ۱۸/۰ درصد رسیده است. پیش‌بینی می‌شود از سال ۲۰۲۰ ژاپن با رشد منفی جمعیت مواجه شود. زبان مردم ژاپن، ژاپنی است. گفته می‌شود این زبان به زبانهای چینی، كره‌ای و مغولی شباهت دارد. در اواخر قرن ششم، با رخنه فرهنگ چینی به این كشور، حروف چینی كه به آن «كانجی» می‌گویند، به عنوان الفبای نوشتن مورد استفاده قرار گرفت و به‌تدریج حروف ساده‌تری از بطن كانجیهای چینی اختراع شد كه به حروف «هیراگانا» و« كاتاكانا» نامیده می‌شوند. در حال حاضر ژاپنیها از هر سه حروف كانجی، هیراگانا و كاتاكانا استفاده می‌كنند.

ویژگی خاص فرهنگی
موقعیت اقلیمی و جغرافیایی، شرایط تاریخی، سابقه تمدنی، جغرافیای سیاسی، سابقه جنگهای ویرانگر و... همگی سبب شده تا ژاپنیها، روحیه انحصارگرایی یا فردگرایی نداشته باشند. گفته می‌شود یكی از فاكتورهای مهم كه موجب ترویج روحیه جمع‌گرایی یا گروه‌گرایی در ژاپن شده است، موقعیت بسیار دشوار اقلیمی و جغرافیایی است. شرایط اقلیمی دشوار سبب شده تا آنها با جدیت و پشتكار زیاد برای امرار معاش و ساختن زندگی خودشان تلاش كنند.
شرایط مذكور سبب شده تا یك ژاپنی، تنها منافع ملی خود را در نظر بگیرد و به عرصهٔ جهانی توجهی نداشته باشد. جامعه ژاپن عموماً درونگر‌است و با تكیه بر نظریه یگانه و همگن بودن ملت ژاپن، بر محور قومیت استوار است. از این رو گفته می‌شود ژاپنیها بیشتر از یهودیان عقیده دارند كه تافته جدا بافته‌اند. تو گویی رسالت دارند كه بر جهان مسلط شوند و اگر هم سلطه عملی بر جهان ندارند، می‌خواهند حداقل بالاتر از هر ملت و قوم دیگری باشند. در عین حال آنها غرب و به‌ویژه آمریكا را در سلسله مراتب كشورهای جهان، در رأس می‌دانند و كشورهای در حال توسعه را در مراتب بسیار پایین. اگر چه شكست آنها در جنگ جهانی برای آنها بسیار گران تمام شد و روحیه آنها را در هم شكست، اما توفیق آنها در پیشرفت اقتصادی، روحیه‌شان را تقویت كرد و تمایل آنها را برای «اول شدن» دوباره زنده ساخت. با این همه، واقعیت این است كه ژاپنی‌ها مردم كشورهای دیگر را بیگانه و دیگری می‌دانند و مهاجرپذیر نیستند. آنها نسبت به نژاد و قوم خود حساسیتهای ویژه‌ای دارند و این احساس سبب شده تا مرزبندی قومی و جدی بین ژاپنی و خارجی قائل باشند. كوتاه سخن این كه این روحیهٔ قوم‌مداری ژاپنی سبب سخت‌كوشی، جدیت، انضباط و پركاری آنها شده است.
ژاپنیها معتقدند می‌توانند بر جهان مسلط شوند. برخی از محققان، انضباط، پركاری، تلاش مضاعف و قوم‌مداری ژاپنیها را در كنار صفت ساده‌زیستی آنها قرار می‌دهند.
سطحی‌نگری، غیرمستقیم پاسخ دادن، تبسم به‌جای درگیرشدن در مباحث منطقی، ابراز احساسات به‌جای منطق و عینیت‌گرایی در مواجه با خارجیها، جواب مؤدبانه به ظاهر مثبت به جای پاسخ صریح و رك، نمادگرایی و طبیعت دوستی از دیگر ویژگیهای ژاپنیهاست؛ ویژگیهایی كه گاه ممكن است با یكدیگر متضاد به‌نظر برسند. نكته با اهمیت در همه موارد مذكور این است كه ویژگیهای مذكور در راستای اعتلای ژاپن و اول شدن آن در جهان است.

روزنامه‌ها، مجلات و خبرگزاریها
سابقه انتشار روزنامه (یا  شیمبون به زبان ژاپنی) به سال ۱۸۶۲ برمی‌گردد. در این سال اولین روزنامه ژاپنی به نام Kan ban Batabiya Shimbun تحت‌ نظارت حكومت فئودالها منتشر شد. اما، انتشار نشریات در ژاپن به‌طور جدی در سال ۱۸۶۸ شروع شد. در این سال در شهرهای توكیو، اوزاكا، كیوتو و ناكازاكی چاپ نشریات آغاز شد. با شروع امپراطوری میجی، انتشار روزنامه نیز بطور گسترده آغاز شد. اولین نشریه خبری روزانه در این دوره در ۲۸ ژانویه سال ۱۸۷۱ به اسم یوكوهاما ماینیچی شیمبون منتشر شد. یك سال بعد، قدیمی‌ترین روزنامه‌های ژاپنی كه هنوز هم منتشر می‌شوند، یعنی ماینیچی شیمبون و كوشو شیمبون و یاما ناشی شیمبون شروع به كار كردند. عمده مطالب این روزنامه‌ها در آن دوره اعلامیه‌ها و بیانیه‌های صادره از طرف دولت مركزی و استانداریها بود. بیشتر روزنامه‌های كنونی ژاپن، تاریخچه‌شان به دهه ۱۸۷۰ باز می‌رسد.
پس از مدت كوتاهی، روزنامه‌های جدید پدید آمده و انتشار اخبار و مطالبی برای عموم مردم را آغاز كردند. مهمترین این روزنامه‌ها، دو روزنامه معروفند كه اولی یومیوری شیمبون در سال ۱۸۷۴ در توكیو و دومی آساهی شیمبون در سال ۱۸۷۹ در اوزاكا شروع به كار كردند. در سال ۱۹۷۵ اولین قانون مطبوعات در ژاپن با رویكرد سهل‌گیرانه انتشار تصویب شد.
اندكی بعد، در سال ۱۸۸۱ با فرمان امپراطور مبنی بر تأسیس مجلس، احزاب سیاسی تشكیلات خود را منسجم نموده و روزنامه‌ها نیز هر كدام به یكی از احزاب سیاسی پیوستند و جبهه‌ای با گروههای مخالف دولت تشكیل دادند. در سال ۱۸۸۳ دولت یك روزنامه رسمی منتشر ساخت و در سال ۱۹۰۹ قانون مطبوعات مصوب ۱۸۷۵ را ملغی و قانون جدید مطبوعات را به تصویب رساند كه طی آن ناشران را موظف كرد كه وثیقه‌ای برای نشریه در نزد دولت بگذارند. بدین‌ترتیب دولت اختیارات بیشتری برای تعطیل كردن روزنامه‌ها به‌دست آورد. این قوانین، كار روزنامه‌هایی كه عمدتاً مخالف دولت بودند را دشوار ساخت.
در سال ۱۸۹۰ اولین دستگاه چاپ دورانی توسط آساهی شیمبون از فرانسه خریداری شد. این دستگاههای چاپ موجب شد كه روزنامه‌ها با سرعت و تیراژ بیشتر چاپ شوند.
در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم با جا افتادن معیارهای سرمایه‌داری، اتكای مطبوعات به حمایت مالی احزاب سیاسی و شخصیتهای مهم سیاسی و اقتصادی به‌تدریج كاسته شد و توسعه صنعتی روزنامه‌ها سبب افزایش تیراژ آنها شد.
درعین حال بلاهای طبیعی نیز گاهی جلوی رشد نشریات را می‌گرفت كه زلزله‌ یكی از مهمترین آنهاست.
زلزله بزرگ كانتو در اول سپتامبر ۱۹۲۳ صدمه شدیدی به روزنامه‌های توكیو وارد آورد، اما روزنامه‌های شهر اوزاكا، یعنی آساهی شیمبون و ماینیچی شیمبون از فرصت استفاده كرده و نفوذ خود را در سطح كشور گسترش دادند و همراه با وسیله جدید ارتباطی یعنی رادیو، نقش مهمی را در شكل دادن به جامعه مدرن ژاپن ایفا كردند.
بعد از جنگ جهانی اول، میلیتاریزه شدن كشور و ركود اقتصادی جهانی، تأثیر زیادی بر جمعیت شهری و روستایی ژاپن گذاشت و بنیان آسیب‌پذیر سرمایه‌داری ژاپن را در معرض خطر جدی قرار داد. نیروهای فاشیست در ارتش، قدرت را به‌دست گرفتند. دولت برای كنترل افكارعمومی تمام خبرگزاریها را در هم ادغام كرد و یك خبرگزاری دولتی با نامDomei Tsushin sha درسال ۱۹۳۶ تشكیل داد تا نظارت كامل بر اخبار داشته باشد، به‌گونه‌ای كه تمام اخبار باید از فیلتر نظامیان می‌گذشت. بعد از جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ ژنرال آمریكایی مك آرتور فرمانده قوای اشغالگر متفقین تمام كوشش خود را صرف غیرنظامی كردن دستگاههای دولتی ساخت. روزنامه‌ها به شیوه آسانتر اجازه انتشار یافتند و با شروع شرایط جدید در ژاپن تعداد زیادی روزنامه ظاهر شدند. خبرگزاری كه در انحصار نظامیان بود منحل گردید و به جای آن خبرگزاریهای جدید تأسیس شد.
به دنبال آن روزنامه‌ها و خبرگزاریهای عمده كشور، شبكه‌های جمع‌آوری خبر در خارج از كشور را گسترش دادند و رشد اقتصادی سریع ژاپن در دهه ۱۹۶۰ موجب افزایش درآمدهای ناشی از آگهیهای تبلیغاتی شد.
از دهه ۱۹۷۰ به بعد با ظهور وسایل جدید ارتباطی مانند ایستگاههای تلویزیون و رادیو و همچنین انواع جدید نشریات هفتگی و ماهانه، ماهواره و سایر وسایل ارتباطی و منابع اطلاعاتی در دسترس مردم بسیار متنوع‌تر شدند. با وجود این، بسیاری از مردم همچنان برای دریافت اطلاعات به روزنامه‌ها متكی هستند.
روزنامه‌ها نیز در پاسخ به تنوع گسترده در منابع اطلاعاتی، تلاش خود را برای غنی كردن منابع اطلاعاتی چند برابر كرده و وارد كار پردازش اطلاعاتی و فروش آن برای كسب درآمدهای بیشتر شده‌اند.
روزنامه‌ها در ژاپن با شمارگانی حدود ۷۳میلیون نسخه در روز، یكی از پرتیراژترین روزنامه‌های دنیا هستند. در سرتاسر ژاپن علاوه بر روزنامه‌های محلی و منطقه‌ای ۱۱۵ روزنامه سراسری چاپ می‌شود كه معروفترین آنها روزنامه‌های یومیوری شیمبون، آساهی شیمبون، ماینیچی شیمبون، نیهون كیزایی شیمبون و سانكی شیمبون هستند. این پنج روزنامه به تنهایی ۵۰درصد شمارگان كل روزنامه‌های ژاپن را دارا هستند. شمارگان بالای روزنامه‌های ژاپنی، سبب شد این كشور بعد از نروژ كه شمارگان روزنامه در آن به ازای هر ۱۰۰۰ نفر ۵۹۸ نسخه است، با ۵۸۰ نسخه روزنامه به ازای هر هزار نفر، رتبه دوم را در جهان داشته باشد.
در مجموع در ژاپن ۷۶۷ عنوان مجله اعم از هفته‌نامه، ماهنامه و فصلنامه به‌طور سراسری منتشر می‌شود. مهمترین این هفته‌نامه‌ها شونن ماگزین و شونن جامپ هستند كه شمارگان آنها بین ۵/۳ تا ۴ میلیون نسخه در نوسان است. به‌طور كلی مجلات ژاپن به دلیل توجه به چاپ داستانهای سریالی دارای شمارگان بالایی هستند. در واقع در ژاپن برای هر موضوعی چندین مجله چاپ می‌شود كه مهمترین مجلات مربوط به روزنامه‌های مشهور ژاپنی هستند. یومیوری ویكلی، هفته‌نامه آساهی، ساندی ماینیچی و مجله ایرا (متعلق به روزنامه آساهی) از مجلات معروف ژاپن هستند.
برای آگاهی از بنگاههای بزرگ رسانه‌ای و چگونگی فعالیت آنها، در ادامه به تعدادی از آنها پرداخته می‌شود
۱ـ روزنامه یومیوری 
روزنامه یومیوری توسط شركت روزنامه یومیوری به زبان ژاپنی منتشر می‌شود. این روزنامه از سال ۱۸۷۴ انتشار خود را آغاز كرد و علاوه بر توكیو، اوساكا، فوكوكا و دیگر شهرهای عمده و مهم ژاپن در چند شهر بزرگ دنیا مانند لندن، هنگ‌كنگ، بانكوك و نیویورك برای ژاپنیها منتشر می‌شود. این روزنامه اخیراً انتشار خود را در نیویورك به دلیل فقدان صرفه اقتصادی متوقف كرده است. روزنامه یومیوری پرتیراژترین روزنامه در ژاپن و جهان است. این روزنامه تیراژ خود را از ۱۰میلیون نسخه در روز در سال ۱۹۹۴ به چهارده میلیون و پانصدهزار نسخه در سال ۲۰۰۴ رسانده كه ده میلیون آن طی چند چاپ در صبح و بقیه در عصر منتشر می‌شود. این روزنامه در نوبت صبح چاپهای متعددی دارد و در استانهای مختلف گاهی با ویرایشهای محلی به چاپ می‌رسد. این تعداد توسط شش هزار كارمند و ۲۷۰۰ نفر اعضای تحریریه تولید و منتشر می‌شود. روزنامه‌ در ۲۹ چاپخانه مدرن این شركت و در شهرهای مختلف به چاپ می‌رسد و توسط ۲۴۵۰ كامیون روزانه توزیع می‌شود. روزنامه یومیوری، روزنامه اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، ورزشی و اقتصادی است كه با سه شعار «حقیقت را بخوانید»، «امروز را بخوانید» و «آینده را بخوانید» فعالیت می‌كند. این روزنامه، میانه‌رو و راستگرای محافظه‌كار است و از سیاستهای دولت وقت حمایت می‌كند. به مسائل جهانی به‌طور گسترده نیز می‌پردازد و به مسائل و رویدادهای خاورمیانه و ایران توجه ویژه نشان می‌دهد. این روزنامه با توجه به این‌كه ۳۵ دفتر خارجی و خبرنگاران زیادی در سراسر جهان دارد، در مقابل تحولات جهانی، عكس‌العمل سریع نشان می‌دهد.
روزنامه یومیوری از نظر مالی در ظاهر مستقل است و به دولت یا حزب خاصی وابستگی ندارد. درآمد اصلی آن از طریق اخذ حق اشتراك و چاپ آگهی حاصل می‌شود. به علت درآمد قابل توجه از تبلیغات، قیمت نشریه بسیار ارزان است. نكته جالب توجه در فروش روزنامه این است كه ۹۵درصد از شمارگان بالای ۱۴میلیون و پانصدهزار نسخه‌ای این نشریه از طریق اشتراك به فروش می‌رسد. روزنامه یومیوری ۳۴۶ دفتر در داخل ژاپن دارد كه تحت نظارت دفاتر اصلی فعالیت می‌كنند. دفاتر اصلی روزنامه در شهرهای توكیو،اوزاكا، ناگویا، فوكوكا، كیتاكیوشو و تاكایوكا قرار دارند. مصرف كاغذ روزانه یومیوری ۲۴۵۰ رول بوده كه هر رول دارای ۶۲/۱ متر عرض و ۷/۱۳ كیلومتر طول و ۹۵۰ كیلوگرم وزن است.

...

 شعبان علی  بهرام پور

ها.شی.مو.تو

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 87/04/30 و ساعت 0:29 |
Balatarin
بهناز خانم مهربان این لینک را برایمان هدیه فرستادند که همین جا از ایشان و دوستان دیگری سپاسگزاری می کنیم که در تهیه و کامل تر شدن این مجموعه(وبلاگ) ژاپن شناسی ما را یاری می کنند.

اشاره:

با توجه‌ به‌ كتاب‌ ((داستان‌ ازدواج‌)) نوشته‌ كونيو ياناگيتا كه‌ اثر معتبري‌ در مورد رسوم‌ اجدادي‌ به‌ حساب‌مي‌آيد، قبيله‌هاي‌ كيوشو و شيكوكو مراسمي‌ را تحت‌ عنوان‌ ((دزديدن‌ عروس‌)) به‌ پا مي‌داشتند. به‌ نظ‌ر مي‌رسدكه‌ اين‌ مراسم‌ در نقاط‌ بسياري‌ از ژاپن‌ به‌ شكلهاي‌ متفاوت‌ شايع‌ بوده‌ باشد. درواقع‌، مردم‌ علاقه‌ زيادي‌ به‌ازدواج‌ بر مبناي‌ رضايت‌ ط‌رفين‌ داشتند.
در ابتدا و قبل‌ از همه‌، زن‌ و مردي‌ بودند كه‌ همديگر را دوست‌ داشتند. زماني‌ كه‌ زن‌ نتوانسته‌ رضايت‌ والدين‌خود را جلب‌ كند (يا حداقل‌ چنين‌ به‌ نظ‌ر مي‌رسد كه‌ اينگونه‌ باشد)، دوستان‌ مرد، آن‌ زن‌ را مي‌دزدند. دختردزديده‌شده‌ با اين‌ بازي‌ موافق‌ است‌. ضمنا دوستان‌ مرد به‌ والدين‌ دختر اط‌لاع‌ مي‌دهند كه‌ دخترشان‌ در اختيارآنهاست‌ و بنابراين‌ بهتر است‌ كه‌ با ازدواج‌ آن‌ دو موافقت‌ كنند. اگرچه‌ والدين‌ دختر به‌ظ‌اهر تمايلي‌ نداشتند، قلبااز اين‌ امر استقبال‌ مي‌كردند. در اين‌ مراسم‌ نيازي‌ نبود كه‌ والدين‌ خرج‌ زيادي‌ را بابت‌ تدارك‌ عروسي‌ متحمل‌شوند.
در مناط‌ق‌ زراعي‌ غرب‌ ژاپن‌، رسم‌ بر اين‌ بود كه‌ مردم‌ در زمان‌ ازدواج‌ به‌ تمايلات‌ و خواسته‌هاي‌ روساي‌ خوداحترام‌ مي‌گذاشتند. همچنين‌ ممكن‌ نبود كه‌ اجازه‌ پدر را ناديده‌ بگيرند. روند رسمي‌ ازدواج‌ چنين‌ بود كه‌ بين‌ دوخانواده‌ رفت‌ و آمد مي‌شد تا توافق‌ بر سر جزئيات‌ عروسي‌ به‌ دست‌ آيد. تقريبا در هر سط‌حي‌ از زندگي‌، اين‌رفت‌ و آمدها به‌ صورت‌ مهماني‌ بود.

برنامه‌ جشن‌ عروسي‌ شينتو1:

1ــ مراسم‌ مذهبي‌ اخلاص‌ (پاكسازي‌)
2ــ پيشكش‌ كردن‌ نذري‌ به‌ خدايان‌
3ــ نماز (دعا)
4ــ رد و بدل‌ كردن‌ فنجانهاي‌ ساكي‌ مخصوص‌ ازدواج‌
5ــ خواندن‌ قولنامه‌ عروسي‌
6ــ رد و بدل‌ كردن‌ حلقه‌هاي‌ ازدواج‌
7ــ پيشكش‌ كردن‌ شاخه‌ درخت‌ مقدس‌ به‌ خدايان‌
در اين‌ مراسم‌ بسته‌ به‌ مكان‌ عروسي‌ تغييراتي‌ ايجاد مي‌شود. پس‌ از جشن‌ عروسي‌، خويشاوندان‌ به‌ همديگر
معرفي‌ مي‌شوند و سپس‌ عكسهاي‌ يادگاري‌ عروسي‌ گرفته‌ مي‌شود.
جدول‌ 1

برنامه‌ مهماني‌ عروسي‌ امروزي‌ ژاپن‌:

1ــ در مدخل‌ (ورودي‌) تالار عروسي‌ به‌ ميهمانان‌ خوشامد گفته‌ مي‌شود.
2ــ عروس‌ و داماد داخل‌ مي‌شوند.
3ــ بزرگترهاي‌ مجلس‌ صحبت‌ را آغاز مي‌كنند.
4ــ واسط‌ه‌هاي‌ عروس‌ صحبت‌ مي‌كنند.
5ــ ميهمانان‌ اصلي‌ صحبت‌ مي‌كنند.
6ــ بريدن‌ كيك‌
7ــ نوشيدن‌ شربتها!!
8ــ بزرگتر مجلس‌، بازي‌ را با صحبتهاي‌ خود آغاز مي‌كند.
9ــ عروس‌ و داماد لباسهاي‌ خود را عوض‌ مي‌كنند.
10ــ عروس‌ و داماد در لباسهاي‌ محلي‌ خود ظ‌اهر مي‌شوند.
11ــ سخنرانيها، سرگرمي‌ و خواندن‌ متون‌ تبريك‌ و...
12ــ نمايش‌ دسته‌ گلها
13ــ سخنراني‌ يك‌ نفر براي‌ خويشاوندان‌
14ــ صحبتهاي‌ پاياني‌ توسط‌ بزرگتر مجلس‌
15ــ بدرقه‌ كردن‌ تازه‌عروس‌ و داماد.

مراحل‌ 2 تا 7 را معمولا جزو برنامه‌ سنتي‌ ازدواج‌ مي‌دانند.((عروس‌ دزديده‌شده‌)) نيازي‌ به‌ اجراي‌ چنين‌ مراسمي‌ نداشت‌. بنابراين‌ تاثير مراسم‌ ((دزديدن‌ عروس‌)) كوتاه‌كردن‌ اين‌ مراسمهاي‌ سنتي‌ بود و از نظ‌ر مالي‌ به‌ والدين‌ دختر كمك‌ مي‌كرد. حتي‌ برخي‌ پدرها به‌ داماد آينده‌خود چنين‌ پيشنهادي‌ مي‌كردند: ((چط‌ور است‌ كه‌ دختر من‌ را بدزدي‌؟)) به‌رغم‌ اين‌ مساله‌، شكي‌ نيست‌ كه‌مراسم‌ ((دزديدن‌ عروس‌)) در عين‌ اينكه‌ راه‌ كوتاهي‌ براي‌ ازدواج‌ بود، يك‌ ازدواج‌ قانوني‌ و مشروع‌ را به‌ دنبال‌داشت‌. اگر ازدواج‌ فقط‌ به‌ توافق‌ بين‌ دو جوان‌ بستگي‌ داشت‌، آنگاه‌ آن‌ دو بايد مي‌توانستند كه‌ مراسم‌ ((دزديدن‌عروس‌)) را انجام‌ دهند و بدون‌ رضايت‌ والدين‌ ازدواج‌ مي‌كردند.
جوانب‌ اجتماعي‌ جشن‌ عروسي‌ به‌ صورت‌ نمادين‌، در اين‌ مراسم‌، مشخص‌ شده‌ است‌. حتي‌ اگر هر دو خانواده‌خواستار يك‌ ازدواج‌ بودند، تشريفات‌ خاصي‌ حتما بايد صورت‌ مي‌گرفت‌; مگر در حالتي‌ كه‌ اين‌ باور وجودداشت‌ كه‌ ((يك‌ دختر به‌ والدينش‌ تعلق‌ دارد)) و والدين‌ براي‌ دختر خود اختيار تام‌ داشتند. اين‌ جشن‌ عروسي‌،خود مراسمي‌ بود كه‌ به‌ صورت‌ نمادين‌ يك‌ استاندارد و معيار اجتماعي‌ به‌ حساب‌ مي‌آمد. به‌ عبارت‌ ديگر،مراسم‌ عروسي‌ رسومات‌ گروهي‌ آن‌ جامعه‌ را در قالب‌ ازدواج‌ به‌ صورت‌ نمادين‌ به‌ پا مي‌كند. اگر جامعه‌اي‌تغيير كند، رسومات‌ گروهي‌ آن‌ هم‌ تغيير مي‌كند. با تغيير رسومات‌ اجتماعي‌، تشريفات‌ آن‌ جامعه‌ تغييرمي‌كند. درواقع‌ مي‌توان‌ از ط‌ريق‌ تغييرات‌ در جشن‌ عروسي‌، تغييرات‌ آداب‌ و رسوم‌ ازدواج‌ در ژاپن‌ را بررسي‌كرد.
يك‌ ابتكار جالب‌ تصوري‌ كه‌ همه‌ از عروسي‌ سنتي‌ ژاپنيها دارند، عقد((شينزن‌)) است‌; مراسمي‌ كه‌ در جلوي‌ قربانگاه‌ شينتو اجرامي‌شود. داماد، عروس‌، والدين‌ و خويشاوندان‌ آنها و واسط‌ه‌هاي‌ عروسي‌ در جلوي‌ قربانگاه‌ جمع‌ مي‌شوند.
فرد روحاني‌ جايگاه‌ را پاك‌ مي‌كند (كاري‌ كه‌ در تمام‌ تالارهاي‌ عروسي‌، تالارهاي‌ هتل‌ و عمومي‌ كه‌ مراسم‌عروسي‌ در آنها انجام‌ مي‌شود، اجباري‌ است‌). نذريها را پيشكش‌ مي‌كنند، خدا ظ‌اهر مي‌شود، فرد روحاني‌ يك‌پيام‌ تبريك‌ را بيان‌ مي‌كند و ازدواج‌ عروس‌ و داماد را گزارش‌ مي‌دهد و سپس‌ براي‌ برخورداري‌ از حمايت‌ الهي‌دعا مي‌كند. تنها پس‌ از اين‌ مراسم‌ است‌ كه‌ عروس‌ و داماد مي‌توانند مراسم‌ ((شيكي‌ سنكن‌ نوگي‌)) را اجرا كنند كه‌ در آن‌ هر كدام‌ به‌ نوبت‌ از سه‌ فنجان‌، ساكي‌ مي‌نوشند; اين‌ كار نمادي‌ از مشترك‌ شدن‌ در غذا و نوشيدني‌است‌. عروس‌ و داماد پيماني‌ را مبني‌ بر وفاداري‌ خود مي‌خوانند و سپس‌ يك‌ شاخه‌ از درخت‌ مقدس‌ را به‌ خداتقديم‌ مي‌كند. مراسم‌ عروسي‌ همينط‌ور است‌. اما بسياري‌ زوجها كار تازه‌ رد و بدل‌ كردن‌ حلقه‌ها را هم‌ به‌ آن‌اضافه‌ كرده‌اند.
از آنجا كه‌ ژاپنيها ازدواج‌ را يك‌ سنت‌ مي‌دانند، به‌ نظ‌ر منط‌قي‌ مي‌رسد كه‌ ازدواج‌ ((شينزن‌)) به‌رغم‌ اين‌ كه‌ يك‌مراسم‌ سنتي‌ عروسي‌ ژاپني‌ است‌، به‌ صورت‌ يك‌ امر ماورايي‌ معرفي‌ شود. از روي‌ اين‌ حقيقت‌ كه‌ ازدواج‌ يك‌مراسم‌ مذهبي‌ ((شينتو)) است‌، چنين‌ به‌ نظ‌ر مي‌رسد كه‌ مبدا و منشا آن‌ در تاريخ‌، سنتها و آداب‌ و سنن‌ قومي‌
مردم‌ ژاپن‌ باشد.
جالب‌ توجه‌ است‌ كه‌ عروسي‌ ((شينتو)) كاملا محصول‌ ژاپن‌ كنوني‌ است‌. جشن‌ عروسي‌ با ازدواج‌ شاهزاده‌كرون‌ در سال‌ 1900 آغاز شده‌ است‌. در آغاز، شينتوايسم‌ عقيده‌ داشت‌ كه‌ خدايان‌ با اين‌ شيوه‌ عروسي‌ مردم‌،موافق‌ نيستند. از اين‌ رو قبل‌ از اين‌ زمان‌، مراسم‌ عروسي‌ در سيستمي‌ كه‌ شينتوايسم‌ ناميده‌ مي‌شد، وجودنداشت‌. جشن‌ ازدواج‌ يك‌ ابتكار به‌ حساب‌ مي‌آيد.
از آن‌ به‌ بعد، تا 94 سال‌، تغييري‌ اساسي‌ در جشن‌ عروسي‌ به‌ وجود نيامد. اين‌ جشن‌ بر مبناي‌ آداب‌ و رسوم‌ژاپن‌ نيست‌ اما با كنار گذاشتن‌ و پيشي‌ گرفتن‌ از رسومات‌ ژاپن‌ به‌ وجود آمده‌ است‌.
روزنامه‌ها در آن‌ زمان‌ از جشنهاي‌ عروسي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ امر تازه‌ و يا يك‌ ابراز علاقه‌ نوين‌ ياد مي‌كردند. فوايداين‌ جشنها را مي‌توان‌ در سه‌ مورد خلاصه‌ كرد: 1ــ صرفه‌جويي‌ در زمان‌ 2ــ كم‌هزينه‌ بودن‌ آنها 3ــ رسمي‌
بودن‌ مراسم‌. اين‌ نوع‌ عروسي‌ در مقابل‌ عروسيهاي‌ سنتي‌ آن‌ زمان‌ معايب‌ زيادي‌ داشت‌; آنها زمان‌ زيادي‌مي‌برد، گران‌قيمت‌ و پرهزينه‌ بود و تمامشان‌ پايان‌ خوشايندي‌ نداشت‌. درواقع‌ عروسيهاي‌ سنتي‌، مراسمهايي‌بود كه‌ مجموعه‌اي‌ از جشنها را دربر داشت‌ و امكان‌ داشت‌ چند ماه‌ تا چند سال‌ ط‌ول‌ بكشد. همچنين‌ اين‌مراسمها با توجه‌ به‌ موقعيت‌ مكاني‌ و اجتماعي‌ مردم‌ متفاوت‌ بود. مراسم‌ ((دزديدن‌ عروس‌)) را در نظ‌ر بگيريد.
معمولا اين‌ كار بعدازظ‌هر شروع‌ مي‌شد و تا ديروقت‌ و حتي‌ فردا ادامه‌ مي‌يافت‌ و به‌ صورت‌ متوالي‌ تا سه‌شبانه‌روز ادامه‌ داشت‌.
يكي‌ از مزاياي‌ جشنهاي‌ نوين‌ عروسي‌ اين‌ بود كه‌ داماد شلوار مي‌پوشيد. تقريبا تا 20 سال‌ پيش‌ دامادها وعروسها، لباسهاي‌ مخصوص‌ مراسم‌ عروسي‌ را مي‌پوشيدند اما پوشيدن‌ شلوار براي‌ مراسمي‌ كه‌ در اتاقهاي‌ژاپنيها و به‌ سبك‌ ژاپنيها برپا مي‌شد، سخت‌ بود بنابراين‌ نشستن‌ و ايستادن‌ به‌ شيوه‌ غربيها مورد توجه‌ قرارگرفت‌.
مردم‌ ژاپن‌ در دوره‌ هيجي‌ (سالهاي‌ 1868 تا 1912) از غربيها اين‌ موضوع‌ را كه‌ ازدواج‌ بايد اتفاق‌ مقدسي‌ باشدآموختند. ژاپنيهايي‌ كه‌ براي‌ شهادت‌ ازدواج‌ به‌ كليساي‌ مسيحيها فرا خوانده‌ مي‌شدند، در فضاي‌ موقري‌ قرارمي‌گرفتند و مفهوم‌ ازدواج‌ به‌ آنها آموخته‌ مي‌شد. از اين‌ رو ژاپنيها تصميم‌ گرفتند كه‌ مراسم‌ جشن‌ ازدواج‌قابل‌ مقايسه‌اي‌ با غربيها پديد آورند.
مراسم‌ ((شيكي‌ ــ سنكن‌ ــ نو ــ گي‌)) از ازدواج‌ سنتي‌ ژاپنيها گرفته‌ شد و خواندن‌ سوگندنامه‌ هم‌ بر مبناي‌ درك‌مستقل‌ زوجها از ازدواج‌ اضافه‌ شد. اين‌ سوگندنامه‌ بر اين‌ اصل‌ پافشاري‌ مي‌كند كه‌ ازدواج‌ فقط‌ پيوند بين‌ دوقوم‌ يا فاميل‌ نيست‌; چيزي‌ كه‌ در مراسم‌ سنتي‌ به‌ صورت‌ ((دزديدن‌ عروس‌)) به‌ عنوان‌ اجازه‌ پدر و مادر براي‌ازدواج‌ به‌ صورت‌ نماد درآمده‌ بود.
از اين‌ رو، براي‌ سازندگان‌ جامعه‌ معاصر ژاپن‌، عروسي‌ ((شينزن‌)) معيار جديدي‌ براي‌ ازدواج‌ و نتيجه‌ رابط‌ه‌ باغربيها و فرهنگ‌ آنها بود.
مهمترين‌ تغييري‌ كه‌ در عروسيهاي‌ ژاپنيها رخ‌ داد اين‌ بود كه‌ جشن‌ عروسي‌ از خانه‌ به‌ محل‌ ديگري‌ خارج‌ ازخانه‌ منتقل‌ شد و جزئيات‌ جشن‌ به‌ افرادي‌ سپرده‌ شد كه‌ شغل‌ آنها اين‌ بود. حتي‌ قبل‌ از پايان‌ دوران‌ ميجي‌،گرفتن‌ عكسها بعد از عروسي‌ در يك‌ معبد و سپس‌ برپايي‌ ميهماني‌ در يك‌ رستوران‌ يا هتل‌ مرسوم‌ بوده‌ است‌.
اين‌ شيوه‌ امروزه‌ به‌ سرعت‌ در ژاپن‌ شايع‌ و باعث‌ شده‌ تالارهاي‌ عروسي‌ و هتلها در سط‌ح‌ وسيعي‌ خدمات‌مجالس‌ عروسي‌ از جمله‌ سالنهاي‌ زيبا، عكاس‌ و اتاق‌ پذيرايي‌ را، ارائه‌ دهند.
عليرغم‌ اين‌ موضوع‌، تا پايان‌ جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ اغلب‌ عروسيهاي‌ ژاپني‌ در خانه‌ها انجام‌ مي‌شد.

جامعه‌ بعد از جنگ‌ ژاپن‌ و جشن‌ عروسي‌:

در دوران‌ بعد از جنگ‌ با وجود رشد سريع‌ اقتصادي‌، عروسيها به‌ روش‌ ((شينزن‌)) انجام‌ مي‌شد كه‌ تنها روشي‌كه‌ نسل‌ آن‌ روز ژاپن‌ با آن‌ آشنا بود. تالارهاي‌ عروسي‌، اين‌ مراسم‌ سنتي‌ را گسترش‌ دادند و با تغيير آداب‌ ورسوم‌ اجتماعي‌ و تغيير جامعه‌، در اين‌ مراسم‌ هم‌ تغييراتي‌ به‌ وجود آمد. موافقت‌ والدين‌ هر دو ط‌رف‌ و انجمن‌دهكده‌، ضروري‌ بود. چرا كه‌ شيوه‌ امرار معاش‌ كشاورزان‌، مزرعه‌اي‌ كه‌ زوج‌ وارث‌ آن‌ مي‌شدند و ساختارزندگي‌ در دهكده‌ اين‌ امر را ايجاب‌ مي‌كرد.
آنچه‌ كه‌ اين‌ تغيير را در جامعه‌ منعكس‌ مي‌كرد تنها خود جشن‌ عروسي‌ نبود، بلكه‌ ميهماني‌ بعد از عروسي‌بود. همانط‌ور كه‌ گفته‌ شد، مراسم‌ عروسي‌ شينزن‌ تفاوت‌ اساسي‌ نكرده‌، اگرچه‌ در 10 سال‌ گذشته‌ آمارعروسي‌ در مكانهاي‌ غيرمذهبي‌ افزايش‌ يافت‌.
شايد بتوان‌ روند تغييرات‌ بعد از جنگ‌ را به‌ اين‌ صورت‌ بررسي‌ كرد.
در ابتدا، ژاپنيهاي‌ كشاورز به‌ كارگران‌ روزمزد تبديل‌ شدند و اكثر آنها كه‌ جوان‌ بودند، در شهرهاي‌ بزرگ‌ساكن‌ شدند. از اين‌ سو كشاورزان‌ درآمد شخصي‌ نداشتند و از سوي‌ ديگر كارگران‌ جوان‌ نمي‌توانستندچشم‌داشتي‌ به‌ ارثيه‌ خانوادگي‌ داشته‌ باشند و در عوض‌ براي‌ خود درآمدي‌ داشتند كه‌ به‌ دلخواه‌ خودمي‌توانستند خرج‌ كنند. چنين‌ تغييري‌ در موقعيت‌ اجتماعي‌ افراد مي‌بايست‌ حس‌ استقلال‌ط‌لبي‌ هر فرد را درازدواج‌ تشويق‌ مي‌كرد. اما نتيجه‌ اين‌ شد كه‌ موافقت‌ ((كارخانه‌)) به‌ جاي‌ موافقت‌ ((انجمن‌ دهكده‌)) ملاك‌ قرارگرفت‌!
در سالهاي‌ اوليه‌ پس‌ از جنگ‌، زماني‌ كه‌ ذخيره‌ غذايي‌ بسيار كمي‌ وجود داشت‌، برپايي‌ مراسم‌ و ميهمانيهاي‌عروسي‌ كار سختي‌ بود. به‌ هر حال‌ زماني‌ كه‌ افراد ما فوق‌ و همكاران‌ عروس‌ و داماد در كارخانه‌، در حاليكه‌در مراسم‌ مذهبي‌ عقد شينزن‌ شركت‌ نداشتند و در ميهماني‌ بعد از عقد شركت‌ مي‌كردند. ماهيت‌ اين‌ ميهماني‌به‌ تدريج‌ تغيير كرد.
در اين‌ زمان‌ با افراد مافوق‌ رفتار جداگانه‌اي‌ مي‌شد و به‌ آنها ((ميهمانان‌ ويژه‌)) اط‌لاق‌ مي‌شد و بزرگ‌ مجلس‌براي‌ اين‌ حضور داشت‌ كه‌ ميهماناني‌ را كه‌ براي‌ بار اول‌ همديگر را مي‌ديدند همراهي‌ كند. به‌ جاي‌ نماينده‌انجمن‌ دهكده‌، مافوق‌ و رئيس‌ كارخانه‌ از ط‌رف‌ ميهمانان‌ و به‌ عنوان‌ ((ميهمانان‌ ويژه‌)) به‌ عروس‌ توصيه‌مي‌كرد كه‌ شريك‌ مناسبي‌ براي‌ همسرش‌ باشد.
در سال‌ 1960 مراسم‌ بريدن‌ كيك‌ رايج‌ شد. شايد بتوان‌ گفت‌ كه‌ در هيچ‌ جاي‌ دنيا كيك‌ عروسي‌ به‌ صورتي‌ كه‌در ژاپن‌ بود، اهميت‌ نمادين‌ نداشت‌.
زماني‌ كه‌ عروس‌ و داماد با هم‌ چاقو را در دست‌ مي‌گيرند و كيك‌ عروسي‌ را مي‌برند، اين‌ لحظ‌ه‌، خاط‌ره‌ به‌يادماندني‌ عروسي‌ خواهد بود. هر كسي‌ تلاش‌ مي‌كند كه‌ با دوربين‌ از اين‌ صحنه‌ عكس‌ بگيرد و عروس‌ و دامادخنده‌ خود را براي‌ يك‌ يا دو دقيقه‌ نگه‌ مي‌دارند تا همگي‌ بتوانند عكس‌ بگيرند! از آنجا كه‌ اين‌ كيك‌ در واقع‌ازدواج‌ دو نفر را اعلام‌ مي‌كند، از حدود سال‌ 1970 از كيك‌ جايگزين‌ به‌ جاي‌ آن‌ استفاده‌ شد. قط‌عاتي‌ كيكي‌ كه‌بعد از ميهماني‌ به‌ عنوان‌ يادگاري‌ بين‌ ميهمانان‌ پخش‌ مي‌شود، كاملا با كيك‌ اصلي‌ تفاوت‌ دارد.
جايگزيني‌ جشن‌ عروسي‌ به‌ جاي‌ پذيرايي‌ عقد به‌ سرعت‌ در ژاپن‌ شايع‌ شده‌ است‌. كارهايي‌ مثل‌ بريدن‌ كيك‌ هم‌به‌ عنوان‌ يك‌ نماد و هم‌ به‌ عنوان‌ تاييد ازدواج‌ به‌ آن‌ اضافه‌ شد.
ابتكارهاي‌ تازه‌اي‌ چون‌ اهدا دسته‌هاي‌ گل‌ به‌ والدين‌ و همچنين‌ افرادي‌ كه‌ با شمع‌ در مجلس‌ حضور دارند، به‌تدريج‌ به‌ مراسم‌ عروسي‌ اضافه‌ شده‌ است‌.

فردگرايي‌ و جشن‌ عروسي‌

آنچه‌ كه‌ امروزه‌ به‌ آن‌ نياز است‌، ساده‌ سازي‌ است‌. اين‌ امر در سال‌ 1990 و با عنوان‌ ((فردگرايي‌)) شايع‌ شد. درواقع‌ ((فردي‌ بودن‌)) باعث‌ شد تا آمار جشنهاي‌ عروسي‌ كاهش‌ يابد. اين‌ ساده‌ سازي‌ محصول‌ مشترك‌ دو عامل‌است‌. يكي‌ بدست‌ آوردن‌ يك‌ عشق‌ و علاقه‌ ايده‌آل‌ و ديگري‌ اينكه‌ بسياري‌ از زنان‌ ژاپني‌ به‌ كارهاي‌ خارج‌ ازخانه‌ مشغولند. در واقع‌ آنها سهم‌ خودشان‌ را دارند.
امروزه‌ زنان‌، چه‌ مجرد و چه‌ متاهل‌، براي‌ خود منبع‌ درآمد دارند و ديگر از نظ‌ر مالي‌ به‌ پدر يا همسر خودنيازمند و وابسته‌ نيستند. اين‌ تغيير و تحول‌ باعث‌ شد. تا مردها هم‌ تمايلي‌ براي‌ ازدواج‌ نداشته‌ باشند و درزندگي‌ مشترك‌ سهمي‌ براي‌ خود احساس‌ نكنند.
از اين‌ روست‌ كه‌ در صحبتهاي‌ عروسي‌ ديگر عبارت‌ نايجو ــ نو ــ كو به‌ معني‌ ((سهيم‌ بودن‌ به‌ عنوان‌ يك‌ ياور))رايج‌ نيست‌!

---------------------------------------------------------------------------

1ــ شينتو: مذهب‌ ارواح‌ پرستي‌

 http://www.iricap.com/magentry.asp?id=3384

ها.شی.مو.تو

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 87/04/30 و ساعت 0:25 |
Balatarin

در ایران رسم است که آقا داماد با ماشین به دنبال عروس خانم می رود. به ماشین خود گل می زند و در خیابان ها به همه فخر می فروشد و به آواز بلند می گوید: اونی که می گفت ... دیدید ...

اما در ژاپن رسم چنین است و شعر عروسی را این جوری می خوانند: منی که می گم ... دیدید ... 

ها.شی.مو.تو

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 87/03/05 و ساعت 23:15 |
Balatarin

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، وي ضمن بیان این خبر گفت:" ادبيات غني ژاپن در ايران بسيار ناشناخته باقي مانده و به غير از چند ترجمه كه سال‮ها پيش منتشر شده اند، منبع ديگري براي آشنايي فارسي زبان‮ها با ادبيات اين كشور وجود ندارد."

ذوالفقاري، يوشيموتو را نويسنده‮اي چيره دست دانست و اضافه كرد: "او نويسنده ای نوگراست كه ضمن آشنايي با فرهنگ رمان نويسي جهان، اشراف كاملي به سنت‮هاي كشورش دارد." 

وی  در ادامه تصريح كرد :" هنر يوشيموتو در اين است كه سنت‮ها و آداب ژاپني را از طريق رمان نويسي نو بازگو كرده است. كتاب‮هاي او همواره از پرفروش‮ترين هاي

جواد ذوالفقاري ( مترجم) : هنر يوشيموتو در اين است كه سنت‮ها و آداب ژاپني را از طريق رمان نويسي نوين بازگو كرده است.

ژاپن بوده و اخيرا به شدت مورد توجه فيلمسازان قرار گرفته است."

آشپزخانه شامل دو داستان است و نويسنده آن در تمام مدت نگارش اين دو داستان، به عنوان يك پيشخدمت مشغول به كار بوده. اين كتاب تنها در سال 2002 ، دو ميليون نسخه فروش داشته و در ميان آثاري ادبي برجسته آسياي جنوب شرقي قرار گرفته است. هم‮كنون نيز فيلمي بر اساس اين كتاب در دست تهيه و ساخت قرار گرفته است.

يوشيموتو نويسنده اين كتاب كه نشريه اينديپندت به او لقب"صداي ژاپن جوان" داده است، با انتشار رمان هايي چون "ان پي"، "مارمولك" و "آمريتا" در ژاپن به محبوبيت بالايي دست يافته و پس از تاليف رمان آشپزخانه در سال 1987 موفق به دريافت دو جايزه معتبر ادبيات اين كشور شده است.

اين رمان با شمارگان 1400 جلد و با قيمت 1600 تومان، چندي پيش براي اولين بار توسط انتشارات نوروز هنر منتشر و بر روي پيشخوان كتاب فروشي ها قرار گرفته است.

http://www.ibna.ir/vdcd.x0f2yt0zna26y.html

هنوز نتوانستم این کتاب را از نزدیک ببینم. امیداورم که روزی به دستم افتد.

ها.شی.مو.تو

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 87/02/20 و ساعت 19:6 |
Balatarin
در پشت دفتر کار مدیر گروه معماری دانشگاه آزاد - مشهد چنین نوشته شده است:

در پشت در مدیر گروه معماری در دانشکده معماری دانشگاه مهندسی توکیو هم چنین نوشته شده است:

(نیازی به در زدن نیست ، وارد شوید)

 ها.شی.مو.تو

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 87/01/15 و ساعت 12:33 |
Balatarin
 
علاقه مندان می توانند به این نمایشگاه سر بزنند که در تاریخ زیر برگزار است:

از تاریخ ۰۸-۰۳-۲۰۰۸  تا تاریخ  ۰۶-۰۷-۲۰۰۸ میلادی

منبع: وبلاگ دفتر خبری صدا و سیما در ژاپن

ها.شی.مو.تو

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 87/01/15 و ساعت 11:16 |
Balatarin
 

... ادامه مطلب (این جا را کلیک کنید)

 

ها.شی.مو.تو

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 87/01/13 و ساعت 1:17 |
Balatarin
چند لینک خواندنی در ارتباط با ژاپن:

http://fabaradari.blogfa.com/post-14.aspx

 

http://rezaspace.blogfa.com/post-267.aspx

 

http://www.khabgard.com/adab/lib/02.htm

 

http://shadiazari.blogfa.com/post-307.aspx

 

http://miladmath.blogfa.com/post-35.aspx

ها.شی.مو.تو

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 86/12/27 و ساعت 1:20 |
Balatarin
این که به راستی مدرسه ای در بیرون از مرزهای کشور برای فرزندان ایرانیان و نیز فارسی زبانان چقدر می تواند کارایی داشته باشد؟  موضوعی است که باید با ژرفای بیشتری بدان نگریست.

تا آن جایی که من می دانم در میدان فرهنگ در منطقه سعادت آباد تهران مدرسه ای وجود دارد که فرزندان مسئولین دولتی پس از پایان دروه مسئولیت شان در بیرون از کشور وقتی که به تهران باز می گردند می توانند فرزندان شان را برای تطبیق با حال و هوای کشور در آن جا ثبت نام کنند.

در توکیو مدرسه ای وجود دارد که به فرزندان ایرانیانی درس می آموزد که در این جا مشغول به کار یا مقیم  هستند. شاید وقتی شد و به آن جا بروم و با مدیر مدرسه و دیگر آموزگاران شان گفت و گوی انجام دهم و شرح آن را در این جا بنویسم... اما تا آن زمان به عکسهایی از آن جا بسنده می کنم. اما بهتر می شد که مسئولین مدرسه تجربیاتشان در ژاپن را برایمان بازگو می کردند. بهر حال کار آموزگاران آموزش است و دعوتمان را شاید پذیرفتند که نشانه بزرگواری شان است؟!

ما گلهاي خندانيم
فرزندان ايرانيم

ايران پاك خود را
مانند جان مي دانيم

----

ما بايد دانا باشيم
هشيار و بينا باشيم

از بهر حفظ ايران
بايد توانا باشيم

---
آباد باشي اي ايران
آزاد باشي اي ايران

از ما فرزندان خود
دلشاد باشي اي ايران

 

 مدرسه ایرانیان در توکیو - ژاپن

مدرسه ایرانیان در توکیو - ژاپن

مدرسه ایرانیان در توکیو ژاپن

ها.شی.مو.تو

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 86/12/14 و ساعت 11:51 |
Balatarin
توكيو، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۱۲/۱۱‬

سومين‌سمينار علمي سالانه جامعه علمي ايرانيان مقيم ژاپن روز شنبه‌در سالن فردوسي سفارت جمهوري اسلامي ايران در توكيو برگزار شد.

به گزارش ايرنا در اين سمينار علمي، علاوه بر دانشجويان و اساتيد ايراني و ژاپني ، حجت‌الاسلام "صابر اكبري جدي" رييس دبيرخانه نهاد رهبري در امور دانشجويان و "سيدعباس عراقچي" سفير جمهوري اسلامي ايران در ژاپن حضور داشتند.

"امید توکلی" دبير جامعه علمي ايرانيان در ژاپن در گفت و گو با ايرنا بااشاره به‌استقبال خوب محققان و دانشجويان ايراني‌از اين سمينار گفت : هدف از برگزاري اين سمينار معرفي و اطلاع‌رساني طرح‌هاي علمي انجام شده يا در حال انجام توسط ايرانيان مقيم ژاپن به محققان ايراني داخل كشور بود.

توكلي اضافه كرد: اين سمينار يك روزه همچنين با هدف ايجاد پل ارتباطي ميان جامعه علمي ايرنيان مقيم ژاپن با جامعه علمي‌داخل كشور و ايجاد زمينه براي اجراي طرح‌هاي علمي بين رشته‌اي برگزار شد.

وي گفت: در اين سمينار محققان و دانشجويان ايراني شاغل به تحصيل در ژاپن، تجارب و اطلاعات خود را در زمينه‌هاي مختلف و كارهاي تحقيقاتي انجام شده از سوي آنها در قالب مقالاتي ارايه كردند.

وي يادآور شد: در اين سمينار ‪ ۳۱‬مقاله از سوي محققان و دانشجويان‌ايراني در قالب ‪ ۱۹‬مقاله به صورت سخنراني و ‪ ۱۲‬مقاله نيز در قالب پوسترهاي علمي، ارايه شد.

دبير جامعه علمي ايرانيان در ژاپن افزود: مقالات ارايه شده دراين سمينار درزمينه‌هاي مختلف علمي از جمله زمينه‌هاي علوم پايه و كاربردي، پزشكي، فني ،مهندسي و علوم‌انساني بود.

توكلي ابراز اميدواري كرد: تحقيقات علمي و صنعتي كه در اين سمينار از سوي محققان‌ايراني ارايه شد،راهگشاي برخي‌مسايل و مشكلات فراروي جامعه ايران باشد و به گسترش بيش از پيش زمينه‌هاي علمي در كشور بيانجامد.

وي گفت: بيش از ‪ ۸۰‬درصد از دانشجويان ايراني شاغل به تحصيل در ژاپن را دانشجويان دكترا و فوق دكترا تشكيل مي‌دهند كه اين خود يك پتانسيل علمي بسيار ارزنده براي كشورمان محسوب مي‌شود.

وي ابراز اميدواري كرد كه از اين دانشجويان كه علاقه‌مند خدمت به كشورشان هستند، بتوان در داخل كشور به نحو شايسته‌اي بهره گرفت.

وي در خصوص جامعه علمي ايرانيان در ژاپن نيز گفت: در اين جامعه بيش از ‪ ۲۰۰‬نفر از دانشجويان،محققان و فارغ‌التحصيلان ايراني مشغول به‌كار در مراكز علمي و تحقيقاتي ژاپن عضويت دارند.

"لوله‌هاي فلزي ميكروني و اثرات اندازه"، "مقاوم‌سازي لرزه‌اي در مجاورت ديوارهاي ساحلي"، " نقش تصويرگري پزشكي در بهينه‌سازي جراحي با رايانه"،" خطرپذيري‌لرزه‌اي شبكه آبرساني"، "مطالعه پديده‌ها در مقياس نانوبا استفاده از ميكروسكوپ" و "سيستم‌هاي كيفي در ژاپن و استفاده در شركتهاي ايراني" از جمله مقالات ارايه شده در اين سمينار علمي بود.

"مدلهاي برنامه‌ريزي خطي"، "مهندسي كانسي و توسعه محصولات توليدي"،"ماهيت نهاد آموزش و پرورش"،"نقش نظامهاي سياسي در فرآيند گذار به توسعه"،"توليد انرژي تجديدپذير با استفاده از ميكروجلبك ها"، "مخاطرات آبي و بلاياي جوي" از جمله‌مقالاتي بود كه به‌شكل سخنراني‌از سوي محققان و دانشجويان مقطع دكترا در اين سمينار ارايه شد.

"لزوم مقاوم‌سازي لرزه‌اي پستهاي انتقال نيرو" ، "اجراي اصول سازمان با استفاده از يك روش منطقي"، "ميكرو عملگرها"،"نانوتكنولوژي و كاربرد آن در حيطه‌انرژي و محيط زيست"،"كاربرد منطق‌فازي در استنباط و تفسير برخي مفاهيم ديني" ، " سلولهاي بنيادي در مهندسي بافت" ،" ايجاد پوسيدگي‌هاي ثانويه در اثر بيوفيلم در محيط مشابه دندان"و"مديريت در شركت جنرال‌الكتريك" از ديگر مقالاتي بود كه‌از سوي محققان و دانشجويان مقطع دكترا دراين سمينار به صورت پوستر ارايه شد.

ارايه‌دهندگان مقاله در اين سمينار در دو نوبت صبح و بعدازظهر به معرفي و تشريح طرح‌هاي تحقيقاتي خود پرداختند.

اين سمينار با اهداي لوح تقدير و جوايزي به محققاني كه بهترين مقاله را ارايه كرده بودند، پايان يافت.

 

برای همه دوستان گرامی حاضر در این سمینار و نیز دیگر دوستان مقیم ژاپن آرزوی کامیابی داریم.

ها.شی.مو.تو

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 86/12/12 و ساعت 10:49 |
Balatarin
امروز خبری از خبرگزاری ایرنا - توکیو برایتان می گذارم. سال نو مبارک

shinnen, omedetoo gozaimasu

سال ‪ ۲۰۰۸‬ميلادي در ژاپن كه بيشتر آيين‌هاي سال نو در آن بر پايه سنتهاي ديرينه اين كشور برگزار مي‌شود، با سال "موش" آغاز شد.

در ژاپن برپايه دانشهاي كهن ستاره شناسي چيني، تقويم سال به يك دوره ‪۱۲‬ ساله تقسيم مي‌شود كه با سال "موش" آغاز و با سال "گراز" پايان مي‌يابد.

اين دوره ‪ ۱۲‬ساله كه در ايران نيز همانند آن وجود دارد، شامل نام ‪۱۲‬ حيوان است كه به ترتيب موش، گاو، ببر، خرگوش، اژدها، مار، اسب، گوسفند، ميمون، مرغ، سگ و گراز مي‌باشد.

در ژاپن سال نو ميلادي تا اوايل دوران سلسله"ميجي" كه به‌آن دوران اصلاحات و آغاز مدرنيزه شدن اين كشور مي‌گويند، برپايه آيينهاي چيني در اواسط ماه فوريه هر سال برگزار مي‌شد، اما پس از سال ‪ ۱۹۷۳‬ميلادي، زمان تحويل سال نو تغيير يافته و همانند كشورهاي غربي روز نخست ماه ژانويه سال نو تحويل مي‌شود.

در ژاپن از سال موش به عنوان سالي پر از بركت و شكوفايي نام برده مي‌شود و از اين رو در ميان ژاپني‌ها اين زمزمه به‌گوش مي‌رسد كه امسال سال پربركتي براي آنها خواهد بود.

در ژاپن كهن نيز همانند ايران كهن كه سال به دو بخش تابستان و زمستان تقسيم مي‌شد و برپايه آن دو آيين بزرگ جشن مهرگان و جشن نوروز برپا مي‌شود، دو آيين بزرگ تابستاني و زمستاني وجود دارد كه مردم درآن به سپاسگزاري از بركات و نيكاكان خود مي‌پردازند.

آيين بزرگ تابستاني در ژاپن كه در ماه اوت برگزار مي‌شود ، آيين "اوبون" نام داشته و آيين بزرگ زمستاني در ژاپن كه در روز نخست ماه ژانويه برگزار مي شود "شوگاتسو" نام دارد.

اين دو آيين كهن در ژاپن امروزي نيز بخوبي پاس داشته شده و براي مردم اين كشور پيشرفته صنعتي،پاسداري و برگزاري آن در زمره ضروريات مهم فرهنگي ژاپن قرار دارد.

واژه "شوگاتسو" به معناي نو شدن سال مي‌باشد كه هر سال ساعت ‪ ۱۲‬شب ماه دسامبر، آخرين ماه ميلادي تحويل مي‌شود.

در ژاپن هنگامي كه از سال نو سخن گفته مي‌شود، مردم به طور حتم به ياد واژه "كوهاكو" مي‌افتند كه معناي آن "سرخ و سپيد" است و مي‌توان گفت ، بدون آن، سال براي آنها تحويل نمي‌شود.

كوهاكو نام يك برنامه قديمي تلويزيون سراسري ژاپن (ن.اچ.كي) است كه ساعاتي پيش از تحويل سال نو آغاز شده و هنرمندان اين كشور به دو گروه سرخ و سپيد تقسيم شده و درباره هنرهاي خود كه بيشتر مربوط به موسيقي مي‌باشد با يكديگر به رقابت مي‌پردازند.

سال نو در ژاپن به مردم پرتلاش اين كشور اين فرصت را مي‌دهد كه به زادگاه خود بازگشته و پس از يك سال تلاش و كار با خويشاوندان نزديك خود ديدار كنند.

در جريان سال نو در ژاپن، مردم بجاي آيين پهن كردن سفره هفت سين كه در ايران برگزار مي‌شود ، خوراك و شيريني‌هاي رنگارنگ سنتي بر روي ميزهايي كوتاه پايه در اتاقهايي با كفپوش سنتي حصير (تاتامي) تزيين مي‌شود، مي‌چيند كه نام آن "اوسچي ريوري" مي‌باشد.

اوسچي ريوري كه به مدت سه روز ميز خانه‌هاي مردم ژاپن را تزيين مي‌كند،از خوراك و شيريني‌هايي تشكيل مي‌شود كه به آساني فاسدپذير نبوده و به‌حالت سرد نيز مي‌توان آن را ميل كرد.

اوسچي ريوري شامل خوراكيهايي چون نخود سياه،خاويار ماهي،شاه بلوط، جلبك دريايي و تخم مرغ است كه همگي با روش آشپزي سنتي پخته مي‌شود و هر كدام به طور جداگانه در ظروف زيبا و رنگارنگ جعبه مانندي گذاشته مي‌شوند كه نام آن "جوباكو" است.

اين خوراكيها و شيرينيها به طور معمول درميان خوراك و شيريني‌هاي روزمره ژاپني‌ها ديده نمي‌شود و تنها در سال نو سفره‌ها را رنگين مي‌كنند.

يكي ديگر از خوراكيهاي مهم ويژه سال نو در ژاپن سوپ "اوزوني" مي‌باشد كه مردم هر منطقه‌اي با توجه به سنتها و موقعيت جغرافيايي خود موادي‌كه در اين سوپ مي‌ريزند، متفاوت است.

به طور معمول در سوپ اوزوني چند نوع سبزي فصل ، گوشت مرغ و يا ماهي و يا صدف دريايي ريخته مي‌شود.

خوراكي ديگري كه در اين سوپ ريخته مي‌شود خميرهاي گوله‌اي درست شده‌از آرد برنج است كه به آن "موچي" مي‌گويند.

موچي به صورت جداگانه پخته شده و در آخرين لحظه ، يعني پيش از خوردن در درون سوپ اوزوني ريخته مي‌شود.

در ژاپن پيش از تحويل سال نو،يعني در آخرين دقايق سال كهنه نيز خوراكي ويژه خورده مي‌شود كه مردم به صورت معمول بدون خوردن آن به استقبال سال نو نمي‌روند.

اين خوراك نوعي سوپ رشته‌اي است كه "توشي كوشي سوبا" نام دارد و مي‌گويند كه رشته‌هاي دراز آن نمادي براي طولاني شدن عمر آدمي مي‌باشد.

نخستين كاري كه شهروندان ژاپني در روز نخست سال نو ، انجام مي‌دهند نيز مراجعه به صندوق پستي خانه و برداشتن دسته‌هايي‌از كارت تبريك‌هاي ارسال شده براي آنها است كه به آن "نن گاجو" مي‌گويند.

شهرونداني ژاپني به طور سنتي سالي دو بار در اول سال و اواسط سال براي اقوام، دوستان ، همكاران و يا كساني كه‌از لطف آنها برخوردار شده‌اند، كارت تبريك ارسال مي‌كنند كه درآن همزمان با تبريك سال نو،از آنها به دليل لطفي كه در حق آنها كرده‌اند، قدرداني مي‌كنند.

متن اين كارتها كه شمار آنها براي يك خانواده به دهها كارت مي‌رسد ، به صورت عمومي به طور دستنويس با استفاده از خودكار و يا قلم مركب نوشته مي- شود، اما در سالهاي اخير با گسترش استفاده از نامه الكترونيكي، برخي از شهروندان ژاپني به ويژه جوانان در نوشتن دستي كارت تنبلي كرده و به استفاده از رايانه براي نوشتن و ارسال كارت روي آورده‌اند.

بااين وجود هنوز هم بسياري از ژاپني‌ها با وجود سخت بودن كار نوشتن دستي متن كارت‌ها را از ضروريات مهم فرهنگي كشورشان مي‌دانند.

"كازوئو سوگي‌اورا" پزشك ‪ ۶۰‬سال ژاپني دراين زمينه به‌خبرنگار ايرنا گفت:
او از دوران كودكي با آيين نوشتن دستي و فرستادن كارت به خويشاوندان و دوستان در تابستان و سال نو انس پيدا كرده است.

سوگي‌اورا افزود: نوشتن دهها كارت توسط دست كار سختي است، اما براي او و بسياري از شهروندان ژاپني قديمي، ارسال و يا دريافت كارت با دست نوشته شده، شادي آور و سرگرم‌كننده مي‌باشد.

اين پزشك ژاپني مي‌گويد: اما هم اكنون با توجه به تغيير يافتن ابزارها و پيشرفت فن‌آوري،نوشتن كارت توسط رايانه و ارسال آن توسط شبكه اينترنت و يا تلفن همراه براي جوانان يك امر طبيعي شده است كه نمي‌توان از آن گلايه كرد.

ها.شی.مو.تو

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 86/10/13 و ساعت 13:8 |
Balatarin
به تازگی مطلبی در روزنامه ایران به تاریخ ۲۴/۰۷/۱۳۸۶ خواندم که برایم جالب بود‍:

"پرواز درناهاي كاغذي در حياط مدرسه" - نويسنده: شهناز سلطاني 

 درناهاي كاغذي را بار نخست در يك كارتون ژاپني ديدم. همه قصه كارتون يادم نيست اما خوب به خاطر دارم كه دختري هزار درناي كاغذي ساخت. به گمانم او بيمار بود و فكر مي كرد اگر هزار درناي كاغذي بسازد حالش خوب مي شود به خاطر همين، آشنايان و دوستانش هم در ساخت درناها به او كمك كردند.
    اما حالامي دانم كه ماجراي درناها و ساخت هزار درناي كاغذي، ريشه اي عميق در فرهنگ ژاپني دارد.
    هفته گذشته، مركز اطلاع رساني و فرهنگي سفارت ژاپن برنامه اي در يك مدرسه راهنمايي دخترانه در تهران اجرا كرد كه بخشي از اين برنامه به ساخت درناهاي كاغذي اختصاص داشت. درواقع به نظر مي رسيد اين بخش مهم تر از ديگر بخش ها از جمله پخش چند فيلم مستند كوتاه درباره حمل ونقل، وسايل ارتباط جمعي، آداب و رسوم و فرهنگ، غذا و مدارس ژاپني بود.
    البته براي ساخت درناي كاغذي بايد با هنر «اوريگامي» آشنا باشيد.
    * درنا سمبل هزار سال عمر
    در حاشيه اين برنامه از «ماساميچي ابه» رئيس مركز اطلاع رساني و فرهنگي سفارت ژاپن در ايران مي خواهيم كه درباره هنر «اوريگامي» و جايگاه پرنده «درنا» در عقايد و باورهاي فرهنگ ژاپني توضيح دهد. او مي گويد: «پرنده درنا در فرهنگ ژاپني سمبل ۱۰۰۰ سال يعني عمر طولاني است. درناي ساخته شده با استفاده از كاغذهاي رنگي و هنر اوريگامي كاربردهاي مختلفي دارد. البته اوريگامي به معني تا كردن كاغذ (تا + كاغذ) است يعني بدون استفاده از قيچي و چسب با استفاده از تكه هاي كاغذ رنگي اشكال مختلفي همچون درنا ساخته مي شود. از «درنا»ي ساخته شده مي توان به عنوان اسباب بازي يا تزئين استفاده كرد. البته مهم ترين كاربرد اين «درنا» دادن آن به عنوان هديه به بيمار است. به اين نحو كه ۱۰۰۰ درنا را درست كرده و آنها را با نخ به هم وصل مي كنند و با آرزوي سلامتي به بيمار هديه مي دهند. به اين وسيله درواقع به بيمار روحيه و قوت قلب مي دهند.»
    * اوريگامي، راه ساده معرفي فرهنگ ژاپني
    رئيس مركز اطلاع رساني و فرهنگي سفارت ژاپن خاطرنشان مي كند: «اوريگامي هنري است كه مي توان به آساني ياد گرفت. اما علاوه بر آن راه ساده اي براي معرفي فرهنگ ژاپني است. با تا كردن و ساخت درنا، دنياي جديدي براي بچه ها خلق و فلسفه اين هنر معرفي مي شود. سعي مي كنيم در معرفي فرهنگ مان، بچه ها را با زندگي معاصر مردم كشورمان آشنا كنيم. ژاپن نيز مانند ايران چهره جديدي علاوه بر چهره فرهنگي و سنتي خود پيدا كرده است اما همچنان بر پايه هاي فرهنگي خود همچون عقايد و باورهايش استوار است.»
    
    
    * تعجب!
    از «ماساميچي ابه» درباره واكنش دانش آموزان ايراني به فيلم هاي مستند مي پرسيم. او به نكته اي اشاره مي كند كه از نظر خودش خيلي جالب است، مي گويد: «هرگاه فيلمي از دانش آموزان ژاپني در حال تميز كردن مدارس خود به دانش آموزان ايراني نشان داده مي شود، با تعجب به اين صحنه ها نگاه مي كنند، در حالي كه با اين روش بچه هاي ما آموزش مي بينند كه چگونه محيط زيست خود را حفظ كنند.»
    * درناها به پرواز درمي آيند
    در پايان اين برنامه، مركز اطلاع رساني و فرهنگي سفارت ژاپن نيز هدايايي كه برگرفته از هنر و فرهنگ ژاپني است، به دانش آموزان شركت كننده در آموزش و ساخت درنا اهدا مي كند. مدير مدرسه نيز به نمايندگي از دانش آموزان مدرسه، اثري از صنايع دستي اصفهان به رئيس مركز اطلاع رساني و فرهنگي سفارت ژاپن هديه مي كند. بچه ها درناهاي خود را با دست به پرواز درمي آورند.
    حالاحياط مدرسه شلوغ شده است. درناهاي كاغذي در حياط مدرسه به پرواز درآمده اند."

بهتر دیدم که توضیح کوتاهی بیان دارم. درنا پرنده نامی و نشانه خاندان امپراتوری ژاپن است. گفته می شود که عمر این پرنده ۱۰۰۰ سال است! - حال بماند که دیده و که شنیده است!

از این پرنده زبانزدهای نامی در ژاپن ساخته شده است. یکی از این زبانزدها به قرار زیر است:

seru no hito koo e

در زبانزد دو معنی عمومی دارد که یکی دارای بار مثبت و دیگری بار منفی دارد:

۱- بار مثبت: درباره آدمی که دارای سخن پر نفوذی است این زبازدبه کار می رود. یعنی این که این فرد "فریاد درنا" دارد. چون درنا فریاد می کشد. به دیگر سخن او نشانه دانایی و توانایی است.

۲- بار منفی: درباره یک فرد دیکتاتور در یک سازمان که یک نفری تصمیم می گیرد و خود را عقل کل می داند این زبانزد به کار می رود. به دیگر سخن در این سازمان همه چیز توسط فریاد درنا تصمیم گیری می شود.

ها.شی.مو.تو

 

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 86/09/15 و ساعت 22:42 |
Balatarin

 

اصطلاح ژاپني  هي.تو ,  كا.نه ,  مو.نو  به معناي  مردم ، پول , اشيا  (دارايي هاي ثابت )است كه سخت موردپسند برنامه ريزان  بازرگاني در ژاپن مي باشد. آنان بر اين باورند  كه مديريت بي پيرايه بر شركتها , تنها در شرايطي پديد مي آيد  كه سه عامل تعيين كننده ياد شده بدون هيچ گونه ريخت و پاشي در حال تعادل باشند. براي  نمونه نقدينگي افزون بر آنچه كه افراد كاردان به گونه اي هشيارانه مي توانند آن را صرف كنند، درست نيست و نابود خواهد شد. به همين ترتيب در صورت وجود شمار بسياري از مديران بدون در اختيار داشتن  پول كافي، ضمن از بين رفتن توانمندي هايشان، آنان را با همكاران ديگر بر سر توزيع درست پول  درگير كاغذبازي هاي وقت گير و بي مورد خواهد كرد.

از ميان عوامل حياتي سه گانه فوق، پول بايد در آخرين مرحله توزيع گردد.

شركت در نخستين گام بايد استعدادهاي افراد را  كشف كرده و از آن بهره ببرد. همين كه  هي.تو ( افراد )  باورها و ديدگاههاي سازنده شان را براي بهره گيري از مو.نو (فرصتهاي موجود در روند رشد كارها )   تدوين نمودند، كا.نه ( پول ) را بايد براي اجراي ديدگاهها و برنامه هاي مديران به كار بست. امروزه به اين گونه از مديريت كه ديدگاههاي همه كاركنان را مهم و با ارزش مي شمارد , مديريت مشاركتي نام نهاده اند.

پس شركتي كه در زمينه هاي گوناگون كار مي كند , مي تواند همه چيزش را دوباره از اول مهره چيني نمايد .در اين راه نه تنها بايد جايگاه مديران، بلكه جايگاه كارگران ، مهندسان و فروشندگان را هم  از اول بيان نمايد. براي نمونه در سالهاي همراه با تورم دهه 1970 ميلادي ، شركت هي.تا.چي  به عنوان سازنده دستگاههاي گوناگون الكترونيكي، در حالي كه نيروهاي مهندسي خود را از تلاشهاي صنعتي و توليد برق به تلاشهاي بر پايه اطلاعات مانند توليد قطعات الكترونيكي و  رايانه گمارد , توانست كه هم زمان ,  نيروي كاري اش را نيز كاهش دهد. به ديگر سخن كارگران كارخانه را مي توان به كاركنان فروش و خدمات پس از فروش بدل كرد. در مواردي حتي مي توان آنان را براي برنامه نويسي رايانه آماده ساخت.

شركت NEC يكي از سازندگان بزرگ ابزارهاي مخابراتي و الكترونيكي در ژاپن به گونه روز افزوني از اتكا سنتي شديد خود به دولت، به عنوان يك مشتري، دور گرديد و به فروش توليدات استاندارد براي صنايع روي آورد و در اين رويكرد شمار چشمگيري  از كارگرانش را به فروشندگان صنعتي بدل ساخت.

بنابراين دريافتيم كه چرا  هي.تو    كا.نه    مو.نو   مورد پسند برنامه ريزان بازرگاني در ژاپن به شمار مي آيد.

 

ها.شی.مو.تو 

 

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 86/09/03 و ساعت 15:49 |
Balatarin
 

اگرچه هیچ گاه خبرهایی مانند خبر زیر را باور نکردم و نمی کنم و نخواهم کرد. اما این خبر را به عنوان تنها خبر قلمداد کنید و بخوانید.

به گزارش خبرگزاري فارس، تأثير و نفوذ غزل‌هاي حافظ نه تنها در آسياي ميانه و مغرب زمين زبانزد خاص و عام است كه در مشرق زمين نيز اين اقبال روز افزون دارد. از اواسط قرن هشتم ميلادي كه غزل‌هاي پرمغز حافظ از شيراز خارج مي‌شد و به حافظه و خاطر مردم سرزمين‌هاي دور و نزديك سپرده مي‌شد تا امروز اين اقبال نه تنها كم نشده كه شواهد نشان مي‌دهد رو به فزوني هم هست.
جالب اين جاست كه اولين شارحان غزل‌هاي حافظ ترك‌ها هستند. «سودي بسنوي» و «سروري» در قرن نهم شرحي 4 جلدي بر غزل‌هاي حافظ نوشتند. آوازه غزل‌هاي حافظ در عصر صفويه و با سفر شاعران به شبه‌ قاره از مرزهاي شرقي هم گذشت و به شرق دور رفت. در مغرب زمين ف.منينسكي در سال 1680 م. غزل‌هاي حافظ را به نثر ترجمه و در «وين» مننتشر كرد. بعد از او غزل‌هاي حافظ بارها از سوي مترجمان به زبان‌هاي مختلف ترجمه و منتشر شد. شايد آخرين و بهترين ترجمه‌اي هم كه از غزل‌هاي حافظ و تمام ديوان او صورت گرفت ترجمه «شارل هانري‌دو‌فوشه‌كور»، مستشرق فرانسوي بود كه 16 سال روي آن زحمت كشيد. تأثير حافظ و انديشه او بر بزرگان فرهنگ مغرب زمين و مشرق زمين هميشه دستمايه تحقيق بسياري از پژوهشگران ادبيات تطبيقي بوده است.
در شرق دور «حافظ»، شاعر پرآوازه ايراني را نخستين بار «ش. اركي» ـ كه يكي از پيشروان مطالعات ايرانشناسي در ژاپن است ـ به ژاپني‌ها معرفي كرد. او در سال 1922 ميلادي كتابي با عنوان «تحقيقات تاريخ ادبيات فارسي» منتشر كرد كه در آن از اوستا و فارسي باستان گرفته تا جامي را مورد تحقيق قرار داده است و در آخرين قسمت فقط سه صفحه به خواجه حافظ اختصاص داد.
بعد از او «ت. كورياناگي» در سال 1976 تمام غزل‌هاي حافظ را از روي نسخه تصحيح شده «محمد قزويني» و «قاسم غني» به ژاپني ترجمه كرد. علاقه به اشعار حافظ در كشورهاي آسياي ميانه كه خود زماني به فارسي مي‌نوشتند و به فارسي حرف مي‌زدند شايد شگفت نباشد. ولي علاقه مردم مشرق زمين به اشعار حافظ از يك سابقه تاريخي هم نشئت مي‌گيرد. در ادبيات ژاپن كتابي هست با عنوان «گلستان» يا «چوُره زوُره گوُسا» اثر «كِنكو»، دانشمند و روحاني بودايي سده چهاردهم ميلادي.
«هاشم رجب‌زاده» استاد ادبيات فارسي كه از سال‌ها پيش در دانشگاه‌هاي ژاپن به تدريس و تحقيق درباره وجوه اشتراك بين دو ادبيات فارسي و ژاپني است «گلستان» ژاپني‌ها را به لحاظ سبك و محتوا همچون گلستان سعدي مي‌داند و به لحاظ اهميت و قدر و منزلت، آن را در اندازه ديوان حافظ مي‌داند نزد ايرانيان.
كتاب «چوُره زوُره گوُسا» يا همان گلستان ژاپني‌ها مثل ديوان حافظ كه در بيشتر خانه‌هاي ايراني پيدا مي‌شود در اكثر خانه‌هاي ژاپني نيز يافت مي‌شود.
به همين خاطر شايد شگفت نباشد اگر «ماساهيچي آبه»، رايزن فرهنگي سفارت ژاپن در ايران در گفت‌گو با جام جم آن لاين ترجمه ديوان حافظ به زبان ژاپني را از پرفروش‌ترين كتاب‌ها در ژاپن بداند.
«آبه» در اين گفت‌گو گفته است، ژاپني‌ها علاقه زيادي به خواندن اشعار حافظ دارند و هميشه جاذبه هاي شيراز به عنوان نماد ادبي و فرهنگي ايران در ذهن ژاپني ها تداعي مي‌شود.

لینک اصلی خبر


---------------------------------------------------

مهمترین دلیلش را می توان به گوینده خبر پیوند داد. ۱- رایزن فرهنگی ژاپن در تهران گفت... این چه رایزن فرهنگی است که تا کنون نامی از ایشان در محافل ادبی و فرهنگی و ... برده نشده است و بنده با این همه سال پیشینیه فرهنگی پیوند بین ایران و ژاپن تا کنون نامی و اثری از ایشان ندیدم. ۲- چند سال پیش بنده طی تلاش فراوان مسئولین وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران را قانع کردم که بیایید و تا استاد کورویانگی نمرده است بزرگداشتی برای وی بگیریم. ایشان کل حافظ و نظامی و ... را به ژاپنی برگردانده است. می فهمید این یعنی چه کار سترگی و درخور بزرگداشتی و ...

سرانجام آقایان راضی شدند و برای این استاد بزرگوار که در سنین پیری به سر می برد لابلای کارهایشان بزرگداشتی در خور خودشان گرفتند! بلیط را به سفارت ایران در توکیو دادند و گفتند که به ایشان برسانید تا به تهران بیاید. شوربختانه وقتی از استاد پیگیر ماجرا شدم گفتند که از سفارت ایران تماس گرفتند و گفتند که فلانی بیا و بلیط خود را بگیر و به تهران برو. برایت بزرگداشت گرفتند!!!!!!!!!!

استاد نیز ناراحت شدند و نرفتند و بزرگداشت بدون حضور ایشان در تهران در پایان مراسم دیگری برگزار شد و آقای دکتر پارسی نژاد (ماهیگیر بزرگ) که به تهران آمده بودند به این مجلس خود را رساندند و کادوی استاد را گرفتند تا به وی برساند و بلیط برگشت خود را گردن این مراسم انداختند.

وقتی که با استاد بزرگ و مترجم بزرگ ژاپنی چنین می کنید چه چشم داشتی می توان داشت که جوانان ژاپنی به خواندن آثار بزرگان ایران زمین افتخار کنند و موجی برای خواندن اشعار حافظ در ژاپن به راه بیافتد. مگر کتاب حافظ امروز ترجمه شده است که اکنون موجی راه بیافتد. از ترجمه دیوان حافظ به ژاپنی بیش از ۲۰ سال می گذرد.

بنابراین این گونه خبرها هم برای مطرح شدن رایزن تازه سفارت ژاپن است و هم گول زدن مردم که دو ملت پیوند فرهنگی خوبی بینشان برقرار است.

خبر دوست خوبم مملی را بخوانید و پیوند واقعی بین دو دولت را بدانید.

ها.شی.مو.تو

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 86/09/02 و ساعت 17:35 |
Balatarin
یکی از گفتارهایی که در درس کنترل در دانشگاه خواندیم این بود که

داده---سامانه---- ستاده   یا   input--system--outpu

حال این که چطور با رخدادهای پیرامونمان این فرمول را پیاده سازی کنیم گفتاری است که به دانش و تجربه فراوان نیاز دارد.

عکلسهای بدون شرح زیر را بنگرید. دوست داریم که پس از دیدن این عکسها فوری نظرتان را بیان دارید.

در بخش نظرات تراوشات فکریتان را زود ثبت کنید. ممنونیم

 

ها.شی.مو.تو

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 86/05/19 و ساعت 14:42 |
Balatarin

تابستان ۱۳۸۵، آقاي «موري موتو» در لندن، به من گفت كه برنامه‌اي از طرف جمعي از اساتيد خاورشناس دانشگاه‌هاي توکيو و کيوتو که پروژه‌اي براي بحث و بررسي درباره تاريخ شيعه طراحي کرده بودند، ترتيب داده شده و از من براي حضور در يک کار کارگاهي دعوت کرد. نام اين پروژه چنين بود: Studies of Shi`ite Societies and Their Networks.

بنابر اين پيشنهاد، قرار بود بنده و آقاي «نيومن» در دو جلسه چهار ساعت و نيمه در موضوعاتي که مربوط به تشيع است، مقاله ارايه کنيم. مخاطبان، شماري از دانشجويان دوره ارشد و دکتري، اما علاقه‌مند به مباحث شيعه‌شناسي بودند که بازار آن بسيار داغ شده و طرفداران بسياري دارد. طبعا شماري از اساتيد زبان فارسي هم در اين جلسه شرکت داشتند و سر جمع چنين توافق شد که ‌اين دو جلسه بين تاريخ 15 تا 27 آذر ماه 85، يکي در دانشگاه «توکيو» و ديگري در «کيوتو» باشد.

خلاصه آن که ژاپن، مجمع‌الجزايري است با 6800 جزيره که تنها 340 عدد آن، مساحتي بيش از يک کيلومترمربع دارد و عمدتا چهار جزيره آن مهم است که عبارتند از «هوکايدو، هونشو، شيکوکو، و کيوشو». مساحت کل اين کشور، 378000 کيلومترمربع است (ايران 1628000 کيلومترمربع است) كه اين مساحت در يک خط منحني به طول 3500 کيلومتر جاي گرفته و جمعيت آن هم بنا بر آخرين آمار 4/126 ميليون نفر است.
من تقريبا دو ماه پيش از تاريخ حرکت، بليت خود را براي روز ششم دسامبر گرفتم و قرار بر آن بود تا ساعت 8 بعد از ظهر روز 15 آذر پرواز کنم. هواپيماي ما که حجاج را به عربستان برده بود، با تأخير برگشت و ما ساعت ده شب حرکت کرديم. پرواز تا پکن شش ساعت و نيم بود. در آنجا يک ساعتي توقف کرد و سپس، هواپيماي ما به سمت توکيو حرکت کرد که ‌اين هم دو ساعت و چهل دقيقه طول کشيد. مشتريان بيشتر ايراني و چيني بودند که در پکن پياده و دوباره عده‌اي براي توکيو سوار شدند.

با دو ساعت و نيم تأخير، حوالي ساعت سه و نيم بعد از ظهر به فرودگاه رسيدم. موري موتو و نيومن، منتظر بودند. ما با قطار به هتل محل اقامت آمديم. محله‌اي که هتل ما در آنجاست «
Hongo» نام دارد و اسم هتل هم «Forest Hongo» و دانشگاه توکيو هم در همين خيابان است. به همين مناسبت، تعدادي کتابفروشي هم در اين خيابان هست. هتل ما ساختمان کوچکي است با چهار طبقه که من در طبقه چهارم اتاق 402 و نيومن در طبقه دوم اتاق 202 بود.

در راه قدري از برنامه‌ها صحبت شد. من نيومن را از سال‌ها پيش مي‌شناسم. يک بار هم من به دانشگاه «ادينبورگ» که ايشان در آنجا تدريس مي‌کند، رفتم و هدف شرکت در کنفرانس ‌بين‌المللي صفويه شناسي بود. دو سال و نيم پيش هم در اصفهان ايشان براي شرکت در کنفرانس صفويه آمد. اکنون فرصت ديگري پيش آمده بود تا ايشان را ملاقات کنم. نيومن اصلا آمريکايي است که در دانشگاه ادينبورگ استخدام است.
موري موتو را هم از زماني که دانشجوي ميهمان در دانشگاه تهران بود و تقريبا هفتگي يا بيشتر به قم مي‌آمد، شناختم. گمان مي‌کنم سال 1375 بود. پس از آن هم بارها به ‌ايران سفر کرده است. آخرين بار در تابستان گذشته بود، البته ‌ايشان را در لندن ديدم و سپس به‌ ايران و قم آمد که قرار اين برنامه را گذاشتيم.

برنامه‌هاي روزهاي آتي ما بر پايه برنامه‌ريزي موري موتو مشخص است. تقريبا وي بيش از بيست سي ايميل از آغاز تا كنون فرستاده که همه براي تنظيم همين برنامه بوده است. من هم در اين دو سه ماه، تقريبا همه وقتم براي نوشتن همين دو مقاله بوده است.
با تاکسي، فاصله‌ ايستگاه تا هتل را آمديم. اينجا در مقايسه با اروپا، سيستم‌هاي موجود خودکارتر و ماشيني‌تر است، به گونه‌اي که نيومن هم از برخي تعجب مي‌کرد. نخستين آن اين بود که در تاکسي، اتوماتيک باز و گفته شد که دست به آن نزنيد! ظاهرا اين کار علاوه بر ماشيني کردن زندگي، جنبه ‌ايمني هم دارد. راننده با موري موتو گرم گرفت و از مليت ما پرسيد. وقتي گفت ايراني هستند، پاسخ داد: ايراني‌ها به فکر کشور خودشان هستند، اما ژاپني‌ها نه و موري موتو به من گفت که‌ ايراني‌ها هم، عکس اين را در ايران مي‌گفتند! راننده با شنيدن اين که ‌ايراني‌ها جلوي آمريکايي‌ها ايستاده‌اند، ابراز شادماني کرد و نشان داد با آمريکا ميانه‌اي ندارد. اخبار کلي، حکايت از آن دارد که در ژاپن دو پديده به صورت هم‌زمان در حال رشد است؛ يکي ميليتاريسم و ديگري ناسيوناليسم. هر دوي اينها براي درآوردن ژاپن از فضاي اقتصادي به فضاي سياسي تلاش مي‌کنند. در اينجا مي‌توان گفت که از جنگ جهاني به ‌اين طرف، سياست خارجي وجود ندارد و به نظر مي‌رسد ژاپني‌ها از اين جهت، تحقير شده‌اند.

ساعت پنج اتاق را تحويل گرفتم. قرار شد تا ساعت هفت استراحتي کرده و پس از آن براي صرف شام بيرون برويم. ساعت هفت پايين آمدم. کامپيوتري دم در هتل هست که‌ ايميل‌هايم را چک کردم و سپس براي صرف شام بيرون رفتيم. ضمن شام گفت‌وگوهايي درباره مسائل گوناگون داشتيم. پروژه‌اي که ضمن آن برنامه ما اجرا شده، کاري است که چند نفر از دوستان موري موتو و خود ايشان انجام داده و برنامه‌هايي را گويا براي سه سال تدارک ديده‌اند. مسئوليت برنامه به عهده خانم «ياماگيشي» است. رشته تحصيلي وي مطالعات منطقه‌اي بوده و پايان‌نامه‌اش درباره سير مقتل‌نويسي است. در مجموع، علاقه به خاورميانه و بحث‌هاي مربوط به شيعه شناسي در اينجا رو به فزوني گذاشته است.

پس از شام سري به دانشگاه توکيو زديم. اين دانشگاه قدمتي حدودا 130 ساله دارد. البته ساختمان قبلي در زلزله سال 1923 از بين رفته و آنچه هست، مربوط به بعد از آن است. سابقه حرکت به سمت غرب و تمدن جديد فراتر از سال 1868 نيست؛ بنابراين، فنون و آموزش‌هاي جديد هم مربوط به پس از آن است. دانشگاه توکيو، مشهورترين دانشگاه‌هاي ژاپن و البته دانشگاهي دولتي است. و بايد گفت، شماره دانشگاه‌ها و دانشکده‌هاي خصوصي در ژاپن بسيار زياد است.
به اين ترتيب، صبح را در هتل استراحت کرده و برخي از کارهاي نوشتني را مرور کردم. دقايقي بعد از ساعت يازده و چهل در اينجا اذان است. نماز را خواندم و به همراه نيومن بيرون رفتيم.

سير خيابان هنگو را ادامه داده و مستقيم به ‌اندازه چهار پنج کيلومتر راه رفتيم. نخستين چيز شگفت، آن بود که دوچرخه‌ها برخلاف کشور ما هم زياد هستند و هم در پياده‌روها مي‌روند. البته افراد پياده کم بودند، اما مرتب بايد مراقب باشند که با دوچرخه‌ها برخورد نکنند. گاه دو دوچرخه سوار که با هم دوست هستند در کنار هم گفت‌وگو کرده حرکت مي‌کنند!

در مسير، بيش از هرچيز، از ديدن معابد کوچک و بزرگ شگفت زده شديم. ما البته در يک محله قديمي‌ قدم مي‌زديم و طبيعي بود که ‌اين تعداد معبد قابل توجه باشد. در کنار بيش از نيمي ‌از اين معبدها، قبرستان‌هاي کهن بود. در اينجا تقريبا در تمام مواردي که ديديم، قبرستان حالت خانوادگي دارد؛ يک سنگ چهارگوش با قطر بيست تا پنجاه سانتي متر و بعدا يک سنگ مکعب شکل به صورت عمودي ‌روي آن و هر کدام البته با تزيينات خاصي است؛ گاه کل آن در يک متر مربع و گاه بيشتر است.
روشن بود که برخي از اين مقابر جنبه‌اشرافي دارد و متعلق به خاندان‌هاي برجسته است. اين مقابر به لحاظ تزييني و استفاده از سنگ‌هاي گرانقيمت هم کاملا مشخص بودند.

سردر ورودي برخي از اين مقابر، مجسمه‌هايي از بودا بود؛ بوداي خوشحال و سرحال که سير سير است و نيومن گفت: اگر اين در کاليفرنيا بود، تصور مي‌شد که ‌اينجا رستوران است!
معماري اين معابد و همين طور مقابري که در اطراف آنها قرار دارد، زيباست. برخي از ساختمان‌هاي چوبي مستقل از بناي اصلي معبد و در عين حال متفاوت از بناهاي کوچک مقابر در مجموعه‌هاي بزرگ‌تر هست که فلسفه آنها را نفهميديم. پيدايست که جاي مقدسي است و رفتن به زير آن سقف‌ها دست کم براي همه يا در همه اوقات ميسر نيست.

در خيابان هنگو شايد مانند جاهاي ديگر رستوان فراوان است و غذاي اصلي ژاپني‌ها ماهي است. موري موتو گفت: ژاپن از بسياري از نقاط ماهي وارد مي‌کند و اين به رغم آن است که اطراف آن هم همه جا درياست و ژاپن يک جزيره است. اين البته براي من جاي خوشبختي دارد، زيرا به راحتي مي‌توانم غذاي باب ميلم را پيدا کنم. در اينجا ماهي به شيوه مخصوص ژاپن همين خام خوردن است؛ خام و همراه با سالاد و انواع و اقسام ضمايم. در راه سه دانش آموز را ديديم که يک راهنما داشتند با يک پرچم. به نظر مي‌رسيد که وي اين چند نفر را از مدرسه تا خانه‌هايشان همراهي مي‌کرد و تک تک در کوچه‌ها جدا مي‌شدند.

در برگشت باز هم معابد بيشتر و بزرگ‌تري ديديم. امروز که روز جمعه است، روز کاري است و شايد به همين دليل کسي در اين معابد ديده نمي‌شد. کنار يکي از آنها يک سنگتراشي هم بود که سنگ براي قبرستاني که در همانجا بود، تهيه مي‌کرد. زماني که ما آمده‌ايم؛ يعني امروز که روز 17 آذر ماه است، هوا در اينجا سرد و پايان فصل پاييز است. درختان زيباي پربرگي که در اينجا هست، همه برگهايشان به زردي گراييده و در حال فرو ريختن روي زمين است. اين برگها سطح پياده‌روها را بسيار زيبا کرده، اما شگفت که بسياري از کارگران مشغول جمع و جور کردن آنها هستند و مگر مي‌شود؟ به هر حال هنوز اين زردي به درختان ديده مي‌شود.

پس از صرف ناهار در يك مك‌دونالد به تدريج باران هم آغازيدن گرفت و ما به هتل برگشتيم.
ساعت شش و نيم بود که با نيومن قرار گذاشته بوديم براي شام بيرون برويم. دعوت کننده ما خانم ياماگيشي بود که قرار بود به همراه شوهرش ما را به رستوراني در شينجوکو ببرد. محل قرار در ايستگاهي نزديک هتل ما بود. قرار ما ساعت هفت بود، اما ايشان با 13 دقيقه تأخير آمدند. سپس سوار مترو شده و به شينجوکو رفتيم. در آنجا شوهر ايشان به همراه يک خانم ايراني به نام آرزو فخرجهاني آمدند. اين خانم پانزده سال پيش به عنوان نخستين دانشجوي بورس ژاپني به ‌اينجا آمده است. بعدها خواهر و برادرش هم آمده‌اند. برادرش سال گذشته در اثر تصادف با موتور در اينجا درگذشته است. اين ميهماني تا ساعت ده طول كشيد و ضمن آن از مسائل مختلف سخن به ميان آمد.

خانم ياماگيشي که رشته‌اش مطالعات منطقه‌اي درباره ‌ايران بوده و پايان‌نامه‌اش مقايسه سه مقتل بوده، اکنون در دانشگاهي کار مي‌کند که دانشجويان در رشته‌هاي اقتصاد و سياست درس مي‌خوانند و ايشان در حال حاضر به مسائل معاصر روي آورده‌اند. شوهر ايشان که زماني در سفارت ژاپن در قاهره بوده، عربي مي‌داند و باره سيد‌جمال‌الدين و عبده کار کرده است.

ساعت يک و ده دقيقه بود که به سمت دانشگاه حرکت کرديم. از در اصلي که روبه‌روي کوچه‌اي است که هتل ما در آن قرار دارد، وارد شديم. درختان انبوه با برگ‌هاي پاييزي چشم ما را خيره کرد. باران هم نم نم مي‌باريد و فضا بسيار رمانتيک شده بود. هوس عکس گرفتن کرديم.
ساختمان اصلي مطالعات خاورميانه در دست تعمير است و به همين دليل، اين بخش را به يکي از دانشکده‌ها که متعلق به بخش فني بوده منتقل کرده‌اند. يک راهرو در اختيار دانشجويان و تشکيلات اداري آنها گذاشته‌اند که البته اجاره‌اش را مي‌گيرند. يک کلاس بزرگ را مرتب کرده و به عبارت بهتر در حال مرتب کردن بودند. اندکي بعد، تعدادي از اساتيد و دانشجويان دکتري و ارشد آمدند که گمان مي‌کنم بين بيست تا بيست و پنج نفر زن و مرد بودند.

 

درباره ‌اين جلسه گفته بودم که تعدادي از استادان جمع شده و تقاضاي بودجه کرده‌اند تا يک چنين جلسه‌اي را که مشابه آن، البته در «اوساکا» هم با همکاري بخش مطالعات خارجي آن دارند، برگزار کنند. براي اين جلسه اطلاعيه‌اي تنظيم شده و خبر سه سخنراني داده شده بود.
سخنران اول بنده بودم که فارسي صحبت کردم و به گمانم، نيمي‌از حاضران فارسي را متوجه مي‌شدند. هرچند فارسي فهمي ‌آنان هم مشکل است. متن انگليسي مقاله من هم در اختيار همه قرار گرفته بود. ترجمه روان و قابل فهم و قرار بر اين بود که وقتي من سخنراني مي‌کنم، افرادي که فارسي نمي‌دانند، آن متن انگليسي را بخوانند و در پرسش و پاسخ شرکت کنند.

نام مقاله من «مهاجرت قبايل شيعه عرب و انتشار تشيع در عراق و ايران» بود. يک مقدمه داشت که درباره چگونگي انتقال مذاهب توسط مهاجرت قبايل بود. سپس به سه قبيله به عنوان نمونه پرداخته بودم؛ قبيله «خزاعه»، «عبدالقيس» و «بني اسد». اين سه قبيله، نقش مهمي‌ در انتشار تشيع در عراق و ايران داشته‌اند. فارسي آن حدود نورده صفحه و متن انگليسي پانزده صفحه بود. در اين مقاله، توضيح دادم که تشيع بحرين که هم‌زمان با تشيع قم، بلکه قديمي‌تر از آن است، به خاطر حضور قبيله عبدالقيس در آنجاست. همين طور تشيع بخشي از جنوب ايران و عراق از تشيع خزاعيان است. اينها در ري و نيشابور قرن ششم هم بودند. الان هم فاميل خزاعي و اسدي در ايران زياد است و اينها بقاياي همان شيعه‌ها هستند. تشيع حله هم از بني اسد است و دولت مزيديه متعلق به آنهاست و همچنين شماري از علماي برجسته شيعه هم از اين قبيله‌اند.

با توجه به مطالعاتي که داشتم، گمان مي‌کنم موضوع تازه‌اي است، اما به نظرم براي اين جمع با تفاوت گرايش‌هايي که داشتند، قدري تخصصي و البته به راحتي قابل درک بود و من مدت‌هاست که روي اين موضوع کار مي‌کردم.
بنده 45 دقيقه صحبت کردم. حدود 15 دقيقه هم پرسش‌هايي را موري موتو، خانم ياماگيشي و نيومن مطرح کردند و بقيه آرام بودند. در مورد سخنرانان بعدي هم همين وضعيت تکرار شد و موري موتو گفت که معمولا در اين قبيل جلسات کمتر پرسش مطرح مي‌شود.

مدير جلسه موري موتو بود که خيلي خوب و مسلط، جلسه را اداره کرد.
پس از من، نيومن درباره تاريخچه تدوين حديث شيعه سخنراني کرد. سخنران سوم هم ژاپني بود با نام کيوکو يوشي دا که درباره نوع استدلال‌هاي موجود در کتاب‌هاي غيبت براي عمر امام زمان (ع) از جمله استناد به قصه خضر پرداخت.

بين هر سخنراني با سخنراني بعدي ده دقيقه استراحت بود كه در پايان هم ده دقيقه استراحت داده شد و براي 25 دقيقه وقت باقي مانده جلسه مشترکي برگزار شد تا پرسش و پاسخ مطرح بشود. باز هم کسي جز يک نفر که آقاي کندو بود، چيزي مطرح نکرد. موري موتو از من خواست اگر مطلبي دارم، بگويم که درباره کتاب کشف الغمه و نظريه تسنن دوازده امامي ‌مطالبي گفتم و ايشان ترجمه کرد. پيش از آن، خانم توشيدا نکته‌اي با اشاره به اربلي گفته بود که به هر حال به بحث هم بي‌ارتباط نبود.

جلسه با خوبي و خوشي تمام شد و ما به آرامي ‌دانشگاه را ترک کرديم. قرار بر رفتن به رستوراني بود تا شام بخوريم. به جز ما چهار نفر، خانم ياماگيشي هم با شوهرش آمد و ما به يک رستوران هندي رفتيم. غذاي بنده سبزيجات بود که البته تند هم بود. وقتي بيرون آمديم، نفري 3000 ين داديم که چيزي حدود 25 ـ 26 دلار مي‌شود. بايد توجه داشته باشيم که ‌اينجا ژاپن و همه چيز واقعا گران است.

 

ساعت نه و نيم شب بود که از رستوران بيرون آمديم و به هتل بازگشتيم. موري موتو هم با من آمد. من تعدادي سي دي‌هاي نورالسيره را به عنوان هديه براي استاداني که با تاريخ اسلام و ايران کار مي‌کنند، آورده بودم. تصميم گرفتيم تا آنها را به چه کساني بدهيم. تاکنون به خانم ياماگيشي و نيز نيومن داده‌ام. درباره اهداي تعدادي از آنها به استادان و مراکز تصميم گرفتيم و ايشان رفت.
ساعتي بعد پايين رفتم تا نگاهي به اخبار ايران داشته باشم. اين روزها گزارش گروه بيکر ـ هميلتون منتشر شده و بيشتر اخبار پيرامون آن است. هم‌زمان بازي‌هاي آسيايي دوحه هم برقرار است. واقعا دنياي شگفتي است. آن همه جنايت و قتل و کشت و کشتار در عراق و در کنارش در قطر که در دنياي ديگري زندگي مي‌کند. يک شبکه تلويزيوني، بازي‌هاي دوحه را مستقيم پخش مي‌کند. زنان در خيابان‌هاي قطر مسابقه دو دارند و ساعت‌هاي متوالي مردم کنار خيابان‌ها به تماشاي اين زنان ايستاده‌اند. آفرين بر اين دنياي اسلام و دنياي عربي. اينها حکام سني حاکم بر عالم هستند. اگر يک حاکم شيعه در عصر بوق، کاري کرده، اکنون علماي ضد شيعه آن را ضد شيعه علم مي‌کنند، اما اگر حکام سني اين کارها را بکنند، پاي کسي نوشته نمي‌شود. نصرالله در سخنراني اخيرش خيلي خوب گفت که اگر يک رئيس‌جمهور سني قرارداد کمپ ديويد را امضا کرده، پاي سني‌ها نبايد نوشته شود؛ همين طور اميران و شاهان شيعه، اما و صد اما... .

امشب خانم فخرجهاني خبر داد که فردا جلسه‌اي درباره مسائل عراق و فلسطين هست. يک زن ژاپني که همسرش عراقي بوده و زمان صدام او را از دست داده است، فعاليت زيادي درباره خاورميانه دارد. جلساتي به عنوان قهوه‌خانه خاورميانه
Middle East Café دارند و کساني از متخصصان مسائل خاورميانه مي‌آيند و مباحثي را مطرح مي‌کنند. قرار شد در آن جلسه هم شرکت کنيم.

تا فردا ظهر در هتل بودم. قرار بود بعد از ظهر در يک برنامه سخنراني شرکت کنيم. دعوت کننده خانم فخر جهاني بود که پيشتر درباره وي صحبت کردم. پروژه‌اي از سوي خانم ساکاي براي وزارت علوم تعريف و بودجه مختصري به آنان اختصاص داده شده است. کار اصلي آن، برگزاري جلساتي با نام «قهوه‌خانه خاورميانه‌اي» است که مباحثي از عراق و فلسطين و غيره در آن طرح مي‌شود. در اين جلسه، افرادي که سابقا در اين موضوعات کار کرده‌اند يا علاقه‌مند به کار هستند و نيز برخي از دانشجويان، شرکت مي‌کنند.

ما ساعت يک حرکت کرديم. از وسط دانشگاه توکيو گذشتيم. دانشگاه امروز هم باز است و بيشتر بازديد کننده مي‌آيد. باز هم برگ‌هاي زرد درختان که روي زمين مي‌ريخت، توجه ما را به خود جلب کرد و دست به دوربين شديم.
از داخل دانشگاه به سمت ساختمان خاورشناسي آن رفتيم؛ دو شير سنگي در مدخل ورودي، نشانه‌اي براي اين که ساختمان خاورشناسي است.

از آنجا عبور کرده، از در ديگر دانشگاه خارج شديم و به ‌ايستگاه رفتيم. قرار بود به ‌ايستگاه شينجوکو که شش ـ هفت ايستگاه با اين جا فاصله دارد و ظرف 14 دقيقه قطار به آنجا مي‌رسد و ما هم بايد بابت آن، 210 ين بايد پرداخت کنيم، برويم. در آنجا منتظر خانم فخر جهاني شديم که ‌ايشان آمد و همراهشان به خارج از ايستگاه رفتيم. او ما را به يک رستوران راهنمايي کرد و قرار گذاشت تا پس از 40 دقيقه به سراغ ما بيايد. ظرف اين چهل دقيقه غذايي خورديم.

خيابان اصلي حاشيه شينجوکو روز تعطيل مخصوص پياده‌ها بود. وسط آن هم دست کم دو معرکه گير مشغول بودند؛ آنان مشغول آتش‌بازي و تعدادي را دور خودش جمع کرده بودند. به اين ترتيب، فرصتي شد تا در جمع مردم، ناظر تردستي‌هاي او باشيم که آتش را در دهان مي‌گذاشت و پول جمع مي‌کرد؛ درست مثل همه جاي دنيا.
در برگشتن عده‌اي را ديدم که تابلويي در دست گرفته‌اند که روي آن چيزي نوشته شده و وسط خيابان ايستاده‌اند. پرسيديم. معلوم شد که روي پارچه‌هاي آنان نوشته شده است که سيگار نکشيد. کنار اين چند نفر، يک نفر هم با بلند گو تبليغ مي‌کرد.

خانم فخر جهاني ما را به قهوه‌خانه‌اي که قرار بود در آنجا سخنراني باشد، برد. سقف افرادي که خواهان مشارکت بوده‌اند، روي سي بسته شده و طبعا اين قهوه‌خانه چوبي هم که به جز ورودي دو طبقه بود و طبقه سومش محل برگزاري بود، جاي بيش از اين را نداشت. شرکت کنندگان هر کدام نفري هزار ين هم پرداخته‌اند که البته آب ميوه در جلسه به آنان داده مي‌شود.

پيش از آغاز جلسه يک خانم ميانسال نزد من آمد و گفت: من دندان پزشک هستم و در مراکز توانبخشي اين کار را مي‌کنم. و ادامه داد: سال‌ها پيش که آقاي عادلي در اينجا سفير بود، من با خانم ايشان دوست شدم. يک خانواده ‌ايراني، بچه‌اي را که در جنگ و در حين تولد از مادرش مشکل پيدا کرده بود، آورده بودند و ايراني‌هاي ديگر، پول اينها را دزيده بودند. آقاي عادلي در جريان قرار گرفت و ما به ‌اين بچه براي توانبخشي کمک کرديم. خانم آقاي عادلي هم به يک دانشگاهي در اينجا رفت و توانبخشي خواند. دو سال بعد من توانستم با کمک ايشان به ‌ايران بروم. همسر و دختر امام خميني را ديدم. سي هزار ين هم هديه بسته‌بندي کردم و به ‌ايران بردم. اين زن وقتي اين مطالب را تعريف مي‌کرد، هم‌زمان گريه مي‌کرد. وي همچنين گفت: قرار است بار ديگر به ‌ايران سفر کند. بعدا يکي از دوستان به من گفت: ‌اين شخص متعلق به يک حزب ديني ـ سياسي است که خيلي هم نيرومند است، اما ميان مردم محبوبيتي ندارند.

به هر حال، نخست خانم «ساکاي» که باني آن جلسه بوده و خودش عراق شناس است، صحبت کرد و گفت: من هميشه فکر مي‌کردم که آيا واقعا مردم متوجه مي‌شوند، ما چه مي‌گوييم يا نه؛ يعني از طريق مطبوعات به حقايق مي‌رسند يا نه؟ به نظرم آمد که ‌اين جلسات را برگزار کنم. وي گفت که رسانه يک طرفه است و ما بايد اين جلسات را برگزار کنيم تا دو طرفه باشد.

 

در همين فاصله، جواني آمد که سوري و از شهر مسياف بود. نام وي «نجيب الخش» بود و گويا، اينجا تحصيل مي‌کرد. وي گفت که اسماعيلي مذهب است. قدري با هم عربي صحبت کرديم. وجود اين شخص در آنجا جالب توجه بود.
خانم فخر جهاني از من خواست که پرسشي طرح کنم. من گفتم: کار شما خبرنگارها گزارش روي ماجراست، اما مورخ، کارش شرح درون ماجراست. شما حوادث عراق را منهاي گذشته و ظرفش بحث مي‌کنيد و همين باعث قضاوت اشتباه مي‌شود. در عراق، يک اقليتي قرنها در حق اکثريت ظلم کرده و حالا که در حال از دست دادن قدرت است، به آب و آتش مي‌زند، دوباره قدرت را به دست بگيرد. اين غير از فلسطين است که ظرف تاريخي آن را همه مي‌دانند. در واقع ماجراي عراق غير از فلسطين است.

عضو تحريريه آساهي گفت: براي ما همين که الان اتفاق مي‌افتد، تاريخ است و آمريکا اشتباه کرد. فرصت پاسخ نبود. البته ‌اينها تاريخ است، اما حزب بعث در حاکميت چند دهه‌اي خود، شيعيان را پايمال کرده و در گورهاي دسته جمعي کشف شده از پس از انتفاضه در سال 1991 بيش از هشتصد و پنجاه هزار جسد يافت شده است. به هر روي، جلسه دو ساعت تمام طول کشيد و با جمع‌بندي مختصري که خانم ساکاي داشت، پايان يافت.

پس از آن قرار شد در رستواني با خانم ساکاي نشستي داشته باشيم. در اين صحبت، ايشان گفت که روي عراق کار مي‌کند و کتاب‌هايي مانند کتاب «محزب الدعوه صالح الخرسان» و «سنوات الجمر علي المومن» دارد. در اين ديدار که خانم فخرجهاني و تعدادي ديگر هم براي چايي به رستوران آمدند، دو سه نفر ژاپني هم بودند که درباره مسائل فلسطين کار مي‌کردند؛ از جمله در تشکل‌هاي مردمي ‌يا
NGO‌هايي که با هدف کمک به فلسطيني‌ها از آنجا زيتون وارد مي‌کنند.

 

ساعت نزديک شش و نيم بعد از ظهر، قرارمان اين بود که راننده‌اي از سفارت به آن حوالي آمده، من را به سفارت ببرد. سفير محترم جمهوري اسلامي، ‌آقاي محسن طلايي براي شام دعوت کرده بود. در راه با راننده که از حوالي سال 1990 اينجاست، صحبت کردم. او گفت: نزديك شش هفت هزار ايراني، هنوز در ژاپن هستند که غالبا؛ يعني بالاي 95 درصد با زنان ژاپني ازدواج کرده‌اند. تعداد بسياري هم شايد بالاي دو هزار نفر زنداني در اينجا داريم که برخي حبس ابد دارند.
ساعت هفت و پنج دقيقه بود که من به سفارت رسيدم.

آقاي طلايي و دارابي که مسئول فرهنگي است، منتظر بودند. بلافاصله پس از نشستن، بحث‌هاي سياسي و اقتصادي آغاز شد. تخصص ايشان اقتصاد است و به همين دليل، اقتصاد و سياست را در هم آميخته و شرحي مفصل از وضعيت ارايه دادند. بنده هم که مشتاق شنيدن مطالب ايشان بودم و به ويژه تأکيد داشتم ديدگاه‌هاي ايشان را درباره موقعيت و وضعيت ژاپن بشنوم. به هر حال، به نظر مي‌آمد، آدم با تجربه‌اي است که تجربه وزارت خارجه‌اي اين دوره طولاني را با اطلاعات اقتصادي ـ سياسي درهم آميخته است. بحث‌ها طبق معمول اين روزها درباره عراق و موقعيت آمريکا در جهان و به ويژه خاورميانه بود.

آخرين بخش سخنان، اين بود که در پاسخ افرادي که در اينجا از تفاوت شيعه و سني مي‌پرسند، چه بايد گفت که من نقطه نظرات خودم را گفتم. همراه با شام و پس از آن گفت‌وگوها ادامه يافت و ساعت ده بود که بنده سوار ماشين شده به سمت هتل حرکت کردم. فرصت بسيار خوبي بود. درباره کتاب سيري در سيره نبوي هم و اين که شايد ترجمه ژاپني آن مفيد باشد، صحبت و قرار شد اين بحث ادامه پيدا کند.
برنامه صبح دوشنبه ما، رفتن به شهر کاماکورا (
Kamakura) بود. برنامه‌ريزي بر اين اساس بود که دو دانشجوي دوره دکتري ما را همراهي کنند؛ يکي آقاي Sugiyama و ديگري آقاي Tokuhara که اولي مدتي دانشجوي ميهمان در دانشگاه پيام نور در تهران بوده و دومي ‌هم دو سالي در بخش فرهنگي سفارت ژاپن در تهران خدمت کرده است و هر دو فارسي را صحبت مي‌کردند.

 

بنده و نيومن تا ايستگاه توکيو رفتيم و در آنجا سر ساعت بچه‌ها آمدند و با قطاري که براي آن نفري 780 ين پرداخت کرديم، يک ساعته به کاماکورا رفتيم. اين شهر، يکي از شهرهاي قديمي ‌ژاپن و در قرن دوازدهم تا چهاردهم ميلادي پايتخت بوده است و تنها چيزهايي که مانده يا ما ديديم، چند معبد کهن از نهصد سال پيش يا کمتر است.
ابتدا معبدي در کنار ايستگاهي بود و پياده شديم که گفته مي‌شد قديمي‌ترين معبد اين شهر است و 900 سال سابقه دارد.

بنابر معمول، يک راه ورودي دارد که در اينجا، مسيري است با درختان زيبا که پاييز هم رنگ قشنگي به آنها داده و از کف جاده بالا مي‌رود. تعداد زيادي عکاس مشغول عکس گرفتن از درختان بودند.
آنچه در ورودي معابد بزرگ جلب توجه مي‌کرد، بناي چوبي با معماري خاص معبدي است که زير آن باز است كه از آن که بگذريم، معبد اصلي پيدا مي‌شود.

با گذشتن از اين بنا به معبد اصلي مي‌رسيم؛ يک بناي مکعب شکل که درون آن ساده است و تنها در محراب آن، ابزارهاي لازمه يک معبد به همراه بت يا تصاوير ديده مي‌شود. اينجا مذهب «شينتو» با «بوديسم»، مخلوط شده و آثاري از هر دو وجود دارد. در حياط معبد، تعداد زيادي مجسمه‌هاي کوچک از بوداست که در اطراف به صورت نيمه منظم چيده شده و شايد از يکي دو قرن اخير بود.
در معبد اصلي را صندوق و مانع گذاشته بودند که کسي داخل آن نشود. مسير بالا رفتن را ادامه داديم. بناهاي ديگري هم بود که گويا يکي دير بود. معابد کوچک‌تري هم بود که مي‌توانسته مورد استفاده برخي از روحانيوني باشد که جاي‌هاي اختصاصي داشته‌اند. در ديري که بود وارد شديم؛ جايي که مخصوص تربيت اين افراد است. نفري 100 ين پرداخت کرده، عودي خريديم و در جايي که تعبيه شده بود قرار داديم.

آنچه جالب بود همين مسير بالا رفتن بود که بسيار سرسبز بود. به نظرم به تعمد اين معابد را در جايي ميان دو کوه قرار مي‌دادند و تعمد داشتند که روي ارتفاع هم باشد.
در گوشه‌اي از دير، يک مجسمه بوداي کوچک که روي چوب کنده شده بود، ديدم که واقعا ديدني بود، اما کهنه شده و در حال از بين رفتن بود. فکر کردم اين مردم با اين عقايد چه طور پيشرفت دنيايي دارند. آيا اين پيشرفت‌ها اساسا ربطي به عقايد دارد يا نه؟ در اين باره بايد تأمل کرد. معمولا گفته مي‌شود که ما خوب به دينمان عمل نمي‌کنيم. همين دين، روزگاري تمدني چشمگير داشته که در دنيا مانند نداشته است، اما امروز چي؟

به هر حال از آن معبد درآمده، سوار قطار شده به ‌ايستگاه ديگري رفتيم. گويا، از آنجا هم باز سوار يک قطار محلي شديم که تنها دو واگن داشت و به گوشه‌اي ديگر از شهر کاماکورا رفتيم. در آنجا در انتهاي خياباني، معبدي را ديديم که در ميانه آن، يک مجسمه 5/13 متري از بودا با جنس برنز بود و آنچنان که روي بليت ورودي نوشته شده بود، مربوط به سال 1252 ميلادي مي‌شد که البته دست‌کم، يک بار بنايي که روي مجسمه بوده، به خاطر تسونامي‌کاملا ويران شده، اما اصل مجسمه مانده است. آخرين بازسازي سال 1961 ميلادي بوده است. اين بار جوري ساخته شده تا زلزله به آن آسيبي نرساند. مجسمه ياد شده 121 تن وزن دارد.

مردم محلي به طور معمول برابر اين مجسمه مي‌ايستند و تمرکز مي‌گيرند. از اين بچه‌ها پرسيدم: آيا دعاي خاصي هم مي‌کنيد؟ گفتند: نه. تنها سکوت و فکر و در واقع همان تمرکز. وي افزود: شايد در آخر مي‌خواهيم که آن روز ما را گرفتار بلا نکند.

قرار بود کسي بيايد و ما را به کتابخانه آقاي ايزوتسو ببرد؛ بنابراين، فرصتي براي خوردن ناهار بود. به رستوراني رفتيم و بنده طبق معمول سبزيجات سفارش دادم. معلوم شد ماهي هم دارد که ‌اندکي خوردم.
از آنجا بيرون آمديم و مقرر شد از يک ساعتي که وقت باقي مانده به ديدن معبد ديگري برويم. همان مسير را به‌ ايستگاه برگشته، به‌ ايستگاه ديگري رفتيم و در آنجا پس از عبور از يک بازارچه محلي و يک خيابان به معبدي رسيديم که بالاي کوه قرار داشت و از پايين تا بالا و اطراف آن بسيار زيبا و سرسبز بود.

به نظر مي‌رسيد در اينجا تعداد توريست‌ها بيشتر است. وقتي بالاتر رفتيم، احساس کرديم واقعا جاي زيبايي است. البته در اينجا هم، درِ معبد بسته بود، هرچند درون آن را مي‌شد ديد. در عين حال نوشته بود که عکس گرفتن هم از داخل آن ممنوع است.
اينجا يا جاي ديگري در يکي از اين معابد بود که برگه‌اي دادند که اعمال سالانه را روي آن نوشته بود. علاوه بر آن، ديدارها يا حضور به‌ هم رساندن‌هاي ذني را هم با تاريخ و ساعت معين کرده بود؛ برخي هفتگي، برخي روزانه و برخي ماهانه مثل اول مارس، مي‌ و نوامبر بود.

با رفتن به آخرين پله‌ها و ديدن معبد به سمت پايين بازگشتيم. واقعا از خود معابد زيباتر، درختان اطراف و صنع الهي بود که در اين فصل در نهايت زيبايي، حالت رنگ‌آميزي طبيعت را داشت.
همان مسير را برگشتيم، در حالي که به آرامي ‌رو به خستگي مي‌رفتيم. نزديک ايستگاه که رسيديم، خانمي‌که از توکيو آمده بود تا ما را به سمت کتابخانه يا بهتر بگويم خانه آقاي ايزوتسو ببرد، دم در ايستاده بود. همراه وي تاکسي گرفته حرکت کرديم. ربع ساعت تاکسي در خيابان‌هاي کوچک جلو رفت تا جلو در خانه‌اي توقف کرد. اين خانه، خانه آقاي ايزوتسو، فيلسوف و عرفان شناس بودايي است که بيش از دو دهه يا بيشتر از عمر خويش را وقف شناخت و شناساندن فلسفه و عرفان اسلامي‌ کرد و آثارش در سراسر جهان اسلام مورد استفاده و استناد است.

 

البته همين خانه که يک خانه سنتي ژاپني و کوچک مي‌نمايد، داخلي بسيار زيبا با چشم اندازي جالب توجه، اتاق‌هاي متعدد و حتي طبقه‌اي ديگر دارد.
وقتي وارد خانه شديم، خانم آقاي ايزوتسو که اکنون حوالي 78 سال دارد به استقبال ما آمد؛ پيرزني که عمري را با استاد گذرانده و اکنون سيزده سال است، تنهاست و در اين خانه با کتاب‌هاي استاد روزگار مي‌گذراند.

با رفتن داخل خانه، واقعا شگفت زده شديم. بيشتر اتاق‌ها پر از کتاب بود. بخشي کتاب‌هاي عربي چاپ ايران از حروفي و سنگي، بخشي کتاب‌هاي چاپ مصر و کتاب‌هاي فراواني به انگليسي و فرانسوي و به ويژه چيني. فراموش کردم بگويم همان لحظه‌اي که خانم راهنما ما را در ايستگاه ديد، دو جلد کتاب که فهرست کتابخانه آقاي ايزوتسو هست؛ يکي کتاب‌هاي عربي و انگليسي و ديگري چيني به ما داد. در اينجا بود که واقعا دريافتم ايزوتسو چه قدر عاشق کتاب بوده و با چه زحمتي اين همه کتاب را در اينجا گرد آورده است.

تنوع کتابها از هر جاي و مکان، نشانگر تنوع استعداد علمي‌ايزوتسو بوده که براي کارهاي علمي‌خود به همه جا سر کشيده و کتاب فراهم کرده است. از خانم ايشان درباره تعداد کتابها پرسيدم که گفت: بالغ بر ده هزار مجلد است. روشن است که ده هزار کتاب گزينش شده توسط يک استاد، چه ‌اندازه مي‌تواند مجموعه شگفتي باشد! به هر حال، به دليل منتشر شدن فهرست آنها، بايد به گونه‌اي قابل استفاده هم باشد، اما هر چه هست، تصميم بر آن بوده که تا وقتي اين پيرزن زنده است، اين احساس همراهي با کتابها را که قطعا همراهي با شوهر است، از او نگيرند. اين کار اگر با اين هدف انجام شده باشد، انساني‌تر از هر چيز ديگري است.

من چون نماز نخوانده بودم، از ايشان خواهش کردم، جايي را براي خواندن نماز به من نشان دهد. من را از راهرويي به اتاقي در عقب برد که در آنجا و حتي راهروهاي طول مسير هم پر از کتاب بود؛ کتاب، کتاب و کتاب. هرچه بگويم کم گفته‌ام.
يک قرآن خطي هم روي يک ميز گذاشته بودند که حدس مي‌زنم از چهارصد پانصد سال پيش بود. اين قرآن که کاغذ و خط آن به قرن نهم، دهم مي‌مانست، از يک حوزه فکري سني بود و اين از دعاي پاياني آن به دست مي‌آمد.

در کنار کتابها، مي‌توان گفت که يک موزه کوچک هم از اشياي قديمي ‌و کهنه وجود داشت که لبه قفسه‌ها و گاه روي ميز در درون يک سيني و هر جاي مناسب ديگر گذاشته شده بود. اين مجموعه هم، خود واقعا ارزشمند و ديدني و قيمتي بود. نعلبکي‌هايي هم که خود ايزوتسو به توکيو سفارش داده و برايش زده بودند، مشتمل بر چند گل و آيه‌اي از قرآن بود که «لا فيها غول و لا هم عنها ينزفون» روي آن نوشته شده بود.

از همسرش به شوخي پرسيدم: راستش را بگوييد، ايشان کتابها را بيشتر دوست داشت يا شما را؟ با خنده گفت: البته کتابهايش را. وي گفت: استاد مدتها کانادا بود، سپس به‌ ايران آمد و با آشتياني و مهدي محقق کار مي‌کرد و در جريان انقلاب ايران به ژاپن برگشت. از آن زمان به بعد به سراغ بوديسم آمد و کارهايش را در اين زمينه ادامه داد.

خانم، سراغ آقاي آشتياني را گرفت که من يک مرتبه گفتم: دو سه سال پيش درگذشت. ايشان سخت ناراحت شد و من پشيمان که چرا بي‌توجه و بي‌مقدمه ‌اين خبر را دادم، اما ناراحتي را در چهره او خواندم. در هر حال، به او تأکيد کردم که آقاي ايزوتسو در ايران شناخته شده است و اهل مطالعه قدرش را مي‌دانند و محبوبيت خاص خود را دارد. روشن بود که‌ اين حرف‌ها خوشحالش مي‌کرد.
از وي پرسيديم: دين استاد چه بود؟ وي گفت: ايزوتسو هميشه يک بودايي بود. در جايي از کتابخانه، آثار وي يا مجموعه‌هاي مشتمل بر مقالاتي از وي چيده شده بود. علاوه بر آن، آثار چاپ شده وي به ژاپني هم در يازده مجلد به علاوه يک ضميمه به صورت يک شکل به چاپ رسيده بود.

از خانم ايشان پرسيديم: آيا تا به حال ايراني اينجا آمده است؟
گفت: خير، شما نخستين نفريد که‌ اينجا مي‌آييد. اين برايم بسيار جالب و در عين حال تأسف برانگيز بود. البته در ايران، چند سال پيش، بزرگداشتي براي وي برگزار شد که خانمش گفت پوستر آن را دارد. سال گذشته هم يک ويژه نامه در ترکيه از مجلة «البحوث الاسلاميه» به نام وي و درباره او منتشر شده بود که يک شماره‌اش را داشت. اين مجله وابسته به مؤسسه وقف ترکيه است که دايره‌المعارف اسلامي، ‌ترکي را هم منتشر مي‌کند. کتاب‌هاي وي در ترکيه مورد استفاده دانشجويان ترک بوده و به زبان ترکي هم ترجمه شده است. از وي پرسيدم: آيا تاکنون در ژاپن مراسمي ‌درباره او بوده است؟ پاسخش منفي بود و اين هم اسباب تأسف بود. به نظرم کار ايران است که‌ اين را در آنجا تعقيب کند.

در گوشه‌اي از طبقه بالا هم که البته کتابي در آنجا نبود، يک معبد کوچک بود که به گفته يکي از اين بچه‌ها معمولا وقتي کسي در خانه‌اي مي‌ميرد، آن را برپا مي‌کنند. تصويري از خود ايزوتسو هم بود.

خانم ايزوتسو از ديدن ما واقعا خوشحال شده بود. حالت من هم همين طور بود. روشن است که‌ ايزوتسو آدم بزرگي است و اگر کاري نکرده بود جز جمع‌آوري اين همه کتاب عربي و فارسي و اسلامي ‌در اين گوشه از ژاپن، در اهميت وي کافي بود. با خانم ايزوتسو يک تصوير يادگاري هم برداشتم و اين به رغم آن بود که خودش پرهيز داشت.
و تصويري ديگر که نيومن هم در آن بود به علاوه خانم کتابداري که ما را به منزل ايشان راهنمايي کرده بود.

خانم ايزوتسو پذيرايي مختصري هم کرد که واقعا براي آن سن و سال ايشان سنگين بود. اندکي بعد که غروب هم نزديک شده بود، ما آماده بازگشت شديم. خداحافظي هم بيش از يک ربع طول کشيد؛ درست مثل زنها که حرف حسابي را دم در وقت خداحافظي مي‌زنند و سرانجام، سرکار خانم ما را بدرقه کرده و تا آنجايي که ما او را مي‌ديديم، ايستاد و دست تکان داد. روشن بود که به ياد خاطراتش در ايران افتاده است.

از محل خانه تا ايستگاهي که نخستين بار وقت رسيدن به کاماکورا پياده شده بوديم، ده، پانزده دقيقه پياده راه بود که آمديم. در آنجا سوار قطار شده و با پرداخت همان مبلغ؛ يعني 780 ين بار ديگر به توکيو برگشتيم. از ايستگاه توکيو هم با قطار ديگري به محله خودمان که همان هنگو بود، آمديم. ساعت حوالي شش و نيم بود که وارد هتل شديم.
امروز سه شنبه 21 آذر است. ديشب را بر اثر خستگي زود خوابيدم و صبح را هم تا سال 12 در هتل بودم. امروز صبحانه خورديم، کاري که روزهاي قبل نمي‌کرديم. علتش هم آن بود که بايد صبحانه و ناهار ما با هم مي‌بود. چون ساعت 12 بايد به دانشگاه مطالعات زبان‌هاي خارجي مي‌رفتيم.

آقاي «اَبه» که دو سالي در تهران بوده، به دنبال ما آمد و ما حرکت کرديم. تقريبا يک ساعت و نيم در راه بوديم و چندين قطار عوض کرديم تا به محل دانشگاه رسيديم. اين دانشگاه پيشتر در توکيو بود و من هم يک بار در آنجا سخنراني کردم. اکنون پنج سال است که به ‌اين مکان انتقال يافته است؛ بنابراين ساختماني نو و بسيار شيک و مدرن دارد. ورودي آن هم محيطي بسيار باز بود.

قرار بود در اين ديدار با آقاي ‌هاندا ديدار کنيم؛ ايشان پسر عموي آقاي‌ هانداست که متخصص دوره صفوي و استاد دانشگاه توکيو است، هرچند امروزه ديگر روي تاريخ صفوي کار نمي‌کند، اما هانداي دانشگاه مطالعات زبان‌هاي خارجي مريض بود و قرار ملاقات با وي به هم خورد؛ بنابراين ابتدا به سراغ آقاي کندو رفتيم. ايشان در دفترش بود. اندکي مانديم و سپس براي ديدار با خانم ساکاي که متخصص عراق است و قبلا هم وصفش را گفته بودم، به دفتر ايشان رفتيم. نيم ساعتي در آنجا با وي گفت‌وگو کرده و کتاب‌هاي ايشان را ديديم. وي گفت که پايان نامه‌اش درباره انقلاب 1920 عراق بوده است، اما به نظر مي‌آمد چندان حضور ذهن نداشت. کتابخانه کوچکي از کتاب‌هاي عربي درباره عراق داشت که بد نبود. قدري گفت‌وگو کرديم. اظهار علاقه کرد که به‌ ايران بيايد.

از آنجا به دفتر آقاي کندو برگشتيم. ايشان جوان بسيار خوب و محجوبي است و متخصص دوره قاجاريه در زمينه اسناد و وقف نامه‌هاست. دوستان ديگر ايشان، از جمله آقاي فوجي هم آمد که فارسي را بسيار خوب صحبت مي‌کند. در همه اين مراحل، موري موتو هم همراه ما بود. يک جلسه گرم يک ساعت و نيم داشتيم و راجع به بسياري از مسائل گفت‌وگو شد. در اين جلسه، خانم طاهري هم که از استادان زبان فارسي در آنجاست، حضور داشت. آقاي فوجي گفت که در اينجا، حدود هشتاد تا هشتاد و پنج دانشجو دارد که رشته‌شان زبان و ادبيات فارسي است. در عربي هم همين اندازه دانشجو دارد. چند نفر هم در مرحله فوق ليسانس و دکتري هستند. افراد اخير، معمولا براي يک دوره به عنوان دانشجوي ميهمان به تهران مي‌آيند. فارغ التحصيلان معمولا کار زيادي در ژاپن ندارند، اما علاوه بر وزارت خارجه در برخي از شرکت‌ها هم استخدام مي‌شوند. در اينجا فارسي حرف زدن ضعيف است و بچه‌ها بيشتر ادبيات مي‌خوانند تا مکالمه.

آقاي کندو گفت: به تازگي، بودجه‌اي براي ايجاد يک مرکز مطالعات اسلامي ‌با نام
JAPAN CENTER FOR MIDDLE EASTERN STUDIES دريافته کرده‌اند و نتيجه آن، تأسيس دفتري هم در بيروت است که مي‌تواند کار رفت و آمد محققان ژاپني را به آن نواحي آسان‌تر کند.
در اين وقت با آقاي کندو خداحافظي کرده، راهي منزل موري موتو شديم. منزل ايشان تقريبا در همان حوالي بود و گمان مي‌کنم با ماشين ايشان، دست کم يک ربع راه آمديم. ديدن منزل يک ژاپني براي من جالب توجه بود. خانه ‌ايشان 77 متر با سه اتاق کوچک و يک شبه انباري در ابتداي ورودي بود. ايشان آنجا را به کتابخانه کوچک خود تبديل کرده بود. يک اتاق ويژه خانم ايشان که محل کتابخانه و کامپيوتر وي بود. يک اتاق براي فرزندش تارو و يک اتاق هم که براي خواب بود. يک هال کوچک هم داشت که کنار آن، يک آشپرخانه دو متر و نيمي ‌در يک متر و نيم وجود داشت (اين اندازه‌ها حدسي است). لوازم يک زندگي نسبتا خوب هم در آنجا وجود داشت؛ يک فرش ابريشمي‌ کوچک يک ـ يک و نيم به ديوار آويزان بود و يک فرش تبريز اندکي بزرگ‌تر روي زمين. من و نيومن و آبه ميهمان بوديم. ساعت شش و نيم همسر ايشان آمد، اما تا آن موقع ساعت حدود نه و نيم بود که به هتل رسيديم. تا ساعت يک بعد از نيمه شب، مشغول نوشتن يادداشتي براي سخنراني امروز که چهارشنبه است بودم. همچنين پس از نماز صبح هم مي‌نوشتم. صبحانه را ساعت هشت و نيم خورديم و باز مشغول شدم. ساعت ده و ربع، موري موتو به هتل آمد تا با هم به دانشگاه توکيو که در همين خيابان ماست، برويم و رفتيم.

در ميان دانشگاه، ساختماني بود که به گفته موري موتو، سمبل دانشگاه توکيو بود.
به دفتر آقاي ‌هاندا رفتيم. ساعتي گفت‌وگو کرديم. ايشان در گذشته درباره صفويه کار مي‌کرد، اما چند سالي است که حوزه کارش را عوض کرده است. کتابي در موضوع پيدايش مفهوم جهان اسلام در غرب، کشورهاي اسلامي‌ و همين طور ژاپن نوشته و نيز کتابي درباره مقايسه بنادر مهم موجود در اقيانوس هند و اطراف چين و غيره نوشته است.

از آنجا به دفتر موري موتو که اتاقش کنار اتاق آقاي ‌هانداست رفتيم. هاندا، استاد موري موتو است و به نظر مي‌رسد، به ‌ايشان و کارش علاقه‌مند بوده است. نخستين چيزي که موري موتو به من نشان داد، پايان نامه‌اش درباره تطور علم انساب بود.
ما بايد به سرعت آماده مي‌شديم. ابتدا براي خوردن ناهار حرکت کرديم. ناهار را در سلف سرويس دانشگاه صرف کرده به سرعت به طرف محل سخنراني حرکت کرديم.

امروز بنا بر برنامه‌ريزي موري موتو، من بايد درباره زندگينامه خودم، طبعا زندگي نامه علمي‌ام سخنراني مي‌کردم. برنامه قرار بود از ساعت دوازده و ربع شروع شده تا دو و چهل و پنج دقيقه ادامه يابد. البته از اين طرف دوازده و نيم آغاز شد، ولي از آن طرف، دقيقا تا پايان وقت ادامه يافت.
من در اين دو روز تلاش کرده بودم تا مروري بر تحولات علمي‌ حوزه علميه قم، به ويژه در زمينه تاريخ بيان کنم. براي همين، اين کار نياز به بيان مقدماتي داشت که من با عجله ظرف اين دو روز با همه رفت و آمد‌هايي که داشتم، تهيه ديدم. متن بسيار مختصري بود که در اينجا عينا نقل مي‌کنم.

در ارايه ‌اين متن من بند بند توضيحي مي‌دادم و موري موتو آن را ترجمه مي‌کرد. تعدادي نزديک به بيست نفر از دانشجويان و دو نفر از استادان در آن جمع حاضر بودند.
روشن بود که موري موتو خوب ترجمه مي‌کند، زيرا تقريبا جلسه تا به آخر سر حال ماند و ملال‌آور نشد. من هم تلاش کردم بيش از آن که از خودم بگويم از محيط اطراف خود بحث کنم. حساسيت موري موتو آن بود که من در بحث خودم، نشان دهم چطور يک روحاني که تربيت حوزه‌اي داشته، سر از تاريخ درآورده است.

اين جلسه ساعت دو و چهل و پنج دقيقه تمام شد. يکي از حاضران استاد خانم ساکورايي بود که کتابي به ژاپني درباره تشيع نوشته است. اين کتاب که در قطع رقعي و 264 صفحه است با تيراژ شانزده هزار نسخه چاپ و عرضه شده است. همه نشانه‌ها، حکايت از آن دارد که مطالعات شيعه‌شناسي، همه جا و از جمله در ژاپن هم بالا گرفته؛ البته در خود ايران هم همين طور است. ظرف چند سال گذشته، چندين گروه شيعه‌شناشي در دانشگاه‌هاي گوناگون پديد آمده است. خانم ساکورايي به قم هم آمده و مشغول تحقيق درباره حوزه‌هاي علميه زنان است و همچنين در اين جلسه هم چندين پرسش درباره نظام آموزشي حوزه پرسيد.

ساعت سه و ربع بود که به اتاق موري موتو برگشتيم. من نماز ظهر و عصر را خواندم. کم کم آماده ترک آنجا شديم. پس از خروج، قرار شد سري به پارک پشت دانشگاه بزنيم و چند معبد را ببينيم. اين بخش که حاشيه شهر بوده، معابد فراواني داشته که در دوره ميجي بسياري از بين رفته، اما برخي هم مانده است؛ از جمله معبدي بود که الهه ازدواج يا چيزي شبيه آن، جايش آنجا بود.
در ابتداي اين معبد، يک بالن بزرگ بود که در واقع با طناب محکمي‌که جلوي آن بود، به آن زده، زنگي مي‌زدند. شخصي که وارد مي‌شود، اول زنگ مي‌زند و بعدا دعا مي‌خواند و بعد مي‌رود.

از آنجا عبور کرده از پارگ گذشته به بازارچه‌اي وارد شديم. سعي کردم چيزي بخرم. به نظرم به لحاظ قيمت براي من مناسب نبود؛ يعني قيمت‌ها براي اجناسي که به نظر ارزشمند هم نمي‌آمد، بسيار بالا بود. لابد اين قيمت‌ها براي داخل ژاپن مناسب است. به زحمت يک تکه لباس و يک فلاشر براي کامپيوتر خريدم و با خستگي ساعت شش و نيم بود که به هتل برگشتيم. در اين مدت باران هم يکسره مي‌باريد.
افتادن همانا و خوابيدن نيم ساعت همانا. اکنون که ساعت نزديک 9 است، نوشتن اين يادداشت‌ها را تمام کردم. قرار بود يک سفر چهار روزه را سه نفري داشته باشيم. اين سفر مي‌توانست بهترين روزهاي ما در ژاپن باشد.

 

برگرفته از سایت بازتاب

----------------

 

هاشی.مو.تو

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 85/11/05 و ساعت 19:16 |
Balatarin
چندی پیش یکی از دوستانم آفریقایی ام مرا برای شام دعوت کرد ( جای شما خالی ). پس از گفت و گویی که چند ساعت به طول انجامید آن چه که خیلی نگاه مرا به خود جلب کرد سه مجسمه چوبی بود.

تا بادم نرفته بگویم که خانه ایشان پر از مجسمه های چوبی بود . مانند گاوهای وحشی که روی میز پذیرایی بود . تمساح - مرغ ماهیخوار - کرگدن و ... هر جور جانوری که در فیلمهای حیات وحش مربوط به این قاره در پندارتان بیاید.

اما حکایت این سه مجسمه چیز دیگری بود. زیرا همان گونه که پیش از این نیز درباره سه میمون که یکی دهان و دیگری گوش و سومی چشمش را با دست گرفته است برایتان مطلب نوشته بودم  آن سه میمون را جلوی خودم می دیدیم اما سیاه رنگ و شکل میمونهای آفریقایی و نه چشم بادامی.

همان گونه که پیشتر هم نوشتم در فرهنگ ژاین از این سه میمون با همین بیاناتی که گفته آمد برای اندرز و یا حکمت بهره می برند اما نمی دانستم که در افریقا نیز همین دیدگاه وجود دارد.

حالا قرار شد که دوباره به خانه این دوست افریقایی ام بروم و دوباره شام بخورم و از این سه میمون عکس بگیرم.

تا بعد....

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 85/11/04 و ساعت 19:37 |
Balatarin

بازاريابي

ژاپني ها در بازاريابي از ورود يك باره  به بازار جهاني پرهيز كرده‌اند. هر زمان كه فرآورده صادراتي داشته باشند، نخست آن را در آسياي جنوب شرقي و شمار اندكي از شهرهاي امريكا (بيشتر شهر لوس آنجلس ) به آزمون مي گذارند تا چگونگي بازاريابي آن را در بازارهاي بیرون از ژاپن بیازمایند. آنگاه كه شرايط خطرناک به نظر آيد، از شركتهاي  بازرگاني نامی و بزرگ مي خواهند كه بازاريابي خارجي شان  بر عهده گيرند، زيرا مي خواهند كه كمبود و يا نبود دانش‌شان ( درباره دانش بازاريابي )  راه رشد بين المللي‌شان را سد نكند.

دور انديشي هايي از اين نوع بيانگر نبود علاقه مندي به بازرگاني  بين المللي نيست. بلكه وارون آن، معمولاً  شركت يك فرد بسيار كارآزموده را (كه با حكم مدير عامل برگزيده مي شود) با ماموريت ويژه براي تهيه برنامه هاي بازاريابي مستقيم به شهرهايي مهم بازرگانی امریکا مانند نيويورك، شيكاگو  و  لوس آنجلس مي فرستد.

بسياري از مديران بلند پايه  امروزي در بنگاههاي بزرگ مدتي عهده دار اين گونه ماموريتها بوده اند. اين ماموريتها سبب مي شود كه فرد در تنگناي دوري، برخورد با خارجيان، دشواري زباني و فرهنگي - اجتماعي و مانند آن  قرارگيرد و فرد پخته و كارآزموده اي بار بيايد. بي گمان چنين کسانی پس از بازگشت تصميم گيران بهتر  و كاركشته تري براي رشد و شكوفايي شركتشان خواهند بود.

اين كه شايد شركت از شركتهاي بازرگاني ديگر درخواست كند كه كار انجام بازاريابي آغازين را انجام دهند و يا اين كه توليد با نام يا نشانه بازرگاني (آرم)  يك نام معروف امريكايي و اروپايي انجام پذيرد, چه بسا نگرش روشمند و گام به گام بدل شدن به يك نام جهاني را پديد آورد.

شركتهايي مانند كانن[1] ، ري.كو[2] ، پاناسونيك[3] ، پنتاكس ، همگي بلند پروازي بدل شدن به راهبران جهاني را در سر مي پرورانند، اما هر يك از آنها كار را با يك شركت بازرگاني، نماينده فروش و يا قراردادهاي توليد با نام ديگران آغاز كرده اند. به هر حال همين كه از كيفيت و رقابت پذير بودن ساختار هزينه اي خود اطمينان يافته و نارسايي هاي همكاران خود را در بازاريابي شناسايي كردند، كم كم شركتهاي بازرگاني و سپس توزيع كنندگان و طرفهاي قرارداد توليد با نام آنان را  به كناري زدند.

ترتيب در بكارگيري منابع بازاريابي نشاني از خرد اين شركتهاست . زيرا منابع طبيعي، انساني و سرمايه‌شان كم است. اما توانمندي شركتهاي ژاپني در دستيابي به هم‌رايي و تداوم آن نسبت به يك هدف واحد و فراگير سازماني عامل مهمي است كه اتخاذ نگرش گام به گام را ممكن مي سازد.

هرگاه اين شركتها نيز همچون همتايان غربي خود سازماندهي گرديده و مديراني با شرح مشاغل چالش برانگيز با نظام ارزيابي مرتبط با آن در مشاغل به كار گمارده شده بودند، اتخاذ نگرش گام به گام در آخر مشكل مي بود. چرا كه كاركرد بعضي از مديران ممكن بود به گونه اي ناخوشايند كمتر از انتظار جلوه كند.



[1] - Canon

[2] - Riko

[3] - Panasonic

 

 

ها.شی.مو.تو

+ نوشته شده توسط مملی و هاشیموتو در 85/06/25 و ساعت 13:41 |
Balatarin